تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٥ - سوره القمر(٥٤) آيات ٤٠ تا ٤٩
كرد و بآتش دوزخ متصل ساخت و گفتيم با ايشان بالسنه ملايكه فَذُوقُوا عَذابِي پس بچشيد و بكشيد عذاب مرا وَ نُذُرِ و بيم كردن مرا يعنى عذابى كه لوط بفرمان من بيم ميكرد شما را وجه تكرار آنست كه اول در وقت طمس است و دوم نزد اهلاك تا در وقت هر عذابى تفريعى مجدد بوده باشد
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ و بدرستى كه سهل و آسان كرديم قرآن را مرجعى را كه عربى زبانند لِلذِّكْرِ براى فهم كردن معانى آن و دانستن اخبار گذشتگان فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ پس آيا هيچ پند شنونده هست كه بدان عبرت گيرد وَ لَقَدْ جاءَ و بدرستى كه آمد آلَ فِرْعَوْنَ بفرعون و قوم او كه تابع وى بودند در كيش و قرابت النُّذُرُ بيم كردن و ترسانيدن از عذاب يا بيمكنندگان يعنى موسى و هارون (ع) و غير ايشان از پيغمبران و بنا بر اين معنى اگر چه رسول ايشان موسى و هارون بود اما چون كه منذريت مشتركست ميان همه انبيا پس تكذيب بعضى از ايشان كه موسى و هاروناند مستلزم تكذيب غير ايشان نيز باشد و مىتواند بود كه مراد بنذر آيات تسعه باشد كه موسى (ع) قبطيان را بآن بيم نمود و اكتفاء بذكر ايشان از ذكر فرعون بجهة معلوميت وجوب ارسال رسل است بفرعون بطريق اولى كَذَّبُوا تكذيب كردند بِآياتِنا كُلِّها بهمه آيتهاى ما و بدان نگرويدند مراد آيات تسعه است يا جميع آيات پيغمبران بنا بر آنكه تكذيب بعضى تكذيب همه است فَأَخَذْناهُمْ پس گرفتيم ايشان را بعذاب كه آن غرق شدن ايشانست بدريا أَخْذَ عَزِيزٍ گرفتن كسى كه غالب باشد و هرگز مغلوب نباشد در گرفتن و عذاب نمودن از ايشان مُقْتَدِرٍ توانا بر اهلاك مشركان كه هيچ چيز او را عاجز نتواند ساخت و بعد از ذكر اخبار مكذبان و بيان نوع عذاب ايشان اهل مكه را تهديد ميفرمايد بقوله أَ كُفَّارُكُمْ آيا ناگروندگان شما اى مشركان عرب خَيْرٌ بهترند در شدت و قوت و عدد و بمدد در كيش يا ملت مِنْ أُولئِكُمْ از اين گروه مكذبان كه مذكور شدند از قوم نوح و هود و صالح و لوط (ع) و قبطيان استفهام بر سبيل انكار است يعنى ايشان از آنان در قوت و سطوت و كثرت و ملت بهتر نيستند چون ايشان بچنگال عقوبت و عذاب گرفتار شدند پس چرا اينان معذب نتوانند شد أَمْ لَكُمْ يا آنكه مر شما راست اى مشركان بَراءَةٌ فِي الزُّبُرِ برائتى در كتابهاى سماوى يعنى برات سماوى كه نوشته شده باشد بر نام شما كه هر