تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٧ - سوره الرحمن(٥٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
آلاءِ رَبِّكُما پس بكدام نعمت از نعمتهاى پروردگار خود كه شما را از گل و مارج آفريد و افضل مركبات و خلاصه مكونات و احسن مصورات گردانيد و دولت حيات ارزانى فرمود تُكَذِّبانِ تكذيب و انكار مينمائيد رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ خداى بخشاينده آفريدگار دو مشرق است براى آفتاب يكى مشرق صيفى و ديگرى مشرق شتوى وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ و پروردگار دو مغرب براى آن يكى تابستانى و ديگرى زمستانى و در اختلاف مشرقين و مغربين انواع فوايد مندرج است از اختلاف فصول و حدوث آنچه بهر فصل تعلق دارد و مع ذلك شروق آفتاب موجب طلب معيشت است و غروبش سبب آسايش و راحت و نزد بعضى مراد بمشرقين و مغربين مشرق و مغرب شمس و قمر است و ذكر آن بجهة بيان تصريف آفتاب و ماه است كه متضمن فوايد بسيار و خواص بيشمار است و دلالت آن بر كمال حضرت قدرت ربوبيت فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود تُكَذِّبانِ جحود مى ورزيد و منكر ميشويد مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ رها كرد و روان ساخت دو دريا را يكى شيرين و خوشمزه و ديگرى شور و تلخ يَلْتَقِيانِ در حالتى كه بيكديگر ميرسند و سطوح آنها بهم تماس ميكنند و آن بحر فارس و روم است كه در محيط بيكديگر ملتقى ميشوند
بَيْنَهُما ميان اين هر دو دريا بَرْزَخٌ حاجزى و پردهايست از قدرت خدا يا مانعى از جزاير كه بسبب آن لا يَبْغِيانِ افزونى نمى جويند بر يكديگر و هيچكدام بر ديگرى غالب نميشوند بمحاجة و ابطال خاصيت يكديگر پس بسبب اين حاجز عذوبت درياى عذب بموجه درياى ملح باطل نميشود و گويند معنى آنست كه اين هر دو دريا بسبب حاجز از حدى كه مقرر شده تجاوز نمينمايند تا آنچه ميان ايشانست غرق نشود و شبهه نيست در آنكه منافع بسيار بر اين دو دريا متفرعست فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما پس بكدام از اين نعمتهاى پروردگار خود تُكَذِّبانِ تكذيب مينمائيد آن گه بيان بعضى از منافع بحرين مينمايد و ميفرمايد كه يَخْرُجُ مِنْهُمَا بيرون مىآيند از اين دو دريا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ مرواريد بزرگ و مرواريد ريزه و گويند كه لؤلؤ و مرجان از بحر مالح حاصل ميشود نه از بحر عذب پس بنا بر اين ايراد ضمير تثنيه بجهة آنست كه خروج آن از ملتقى عذب و ملح است يا آنكه چون هر دو بهم مجتمعاند پس مخرج احدهما مثل مخرج هر دو است و ديگر آنكه عادت عرب آنست كه چون ذكر دو چيز ميكنند اگر در عقب كلامى مذكور ميشود