تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٤ - سوره الرحمن(٥٥) آيات ١ تا ٩
كه ذكر حرف عطف نموده فرمود كه وَ السَّماءَ رَفَعَها و آسمان را برداشت بر بالاى زمين به پانصد ساله راه يعنى بيافريد آسمان را بر وجهى كه مرفوع و مرتفع خواهد بود و آن را منشأ احكام و مصدر قضايا و محل نزول اوامر و نواهى و مسكن ملايكه خود گردانيد اين اشعار است بر كبريايى ذات او سبحانه و قدرت قاهره او بر جميع آفريدگان وَ وَضَعَ و بنهاد در ميان مردمان يا فرو گذاشت از آسمان الْمِيزانَ آن چيزى را كه بآن وزن اشيا و مقادير آن معلوم ميشود چون ترازو قپان و مكيال و مقياس و غير آن و بآن معلق ساخت احكام عباد و قضاياى ايشان را و آنچه بآن مأمورند و متعبدند از تسويه و تعديل در اخذ و عطا تا امر عالم بآن منتظم شود و مستقيم گردد و مخفى نيست در آنكه علت عطف اين جمله بجمله اولى اشتراك آنهاست در عدل كه سبب انتظام عالمست و موجب عزم افراط و تفريط در ميان بنى آدم و نزد مجاهد وضع بمعنى امرست و ميزان بمعنى عدل يعنى حق تعالى امر فرمود بعدالت در جميع امور چه آن موجب انتظام جميع امور است كما
قال (ع) و بالعدل قامت السموات و الارض
و از حسين بن فضل نقل كردهاند كه مراد بميزان قرآنست كه عمل بآن موجب تسويه امور دنيوى و اخروى است و بر هر تقدير حضرت حق سبحانه و تعالى وضع آن نمود أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ براى آنكه تجاوز مكنيد و در نگذريد از ميزان يعنى از عدل و انصاف متجاوز نشويد و براستى معامله نمائيد و بنا بر اين معنى لام علت محذوف است و ان حرف ناصبه است و ميشايد كه لا لاء ناهيه باشد و ان ان مفسره يعنى معنى مراد از وضع ميزان اينست كه در مگذريد از عدل و در جميع امور عدالت را منظور داريد آنكه بجهت مبالغه در اين باب تكرير اين معنى ميفرمايد بقوله وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ و بپا داريد سنجيدن را بِالْقِسْطِ بعدل يعنى زبان ترازو را راست داريد در وقت گرفتن و دادن وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ و كم مكنيد ترازو را يعنى كم مپيمائيد تا بوقت وضع ميزان شرمنده نشويد چه علت وضع ميزان تسويه است و در كتب اوايل مذكور است كه اى فرزند آدم عدل كن اگر خواهى كه بتو عدل كنند و وفا كن بمردمان اگر اراده داشته باشى كه با تو وفا كنند حاصل كه حق سبحانه در اينكلام ميمنت انجام نهى طغيان نموده كه عبارت است از اعتداء و زيادتى بر آنچه بندگان بآن مامورند و نهى خسران فرموده كه آن تطفيف و نقصان است و تكرار لفظ ميزان فرموده بجهت تشديد توصيه و تقويت امر باستعمال آن و حث مردمان بر آن و بنا بر آنكه مراد بوزن ميزان عدلست معنى آنست كه در همه امور بعدالت و سويت قيام نمائيد و بخس و نقص آن منمائيد و از سفيان بن عيينه مرويست كه اقامت وزن بيد است و قسط آن بقلب و چون او سبحانه