تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٧ - سورة الملك
برداران يا مداومتكنندگان بر وظايف طاعات و عبادات و يا نمازگذارندگان و تذكير ضمير براى تغليب است و اشعار بر آنكه طاعت مريم كم از طاعت مردان كامل نبوده و ميتواند بود كه مراد بقانتين رهط و عشيرة مريم باشد كه از اهل صلاح و طاعت بودند و مريم از ايشان متولد شده چه او از اعقاب هارونست كه برادر موسى (ع) است بنا بر اين من از براى تبيين باشد نه تبعيض يعنى مريم از جماعتى بود كه بصفت صلاحيت و سمت تقوى و طاعت محلى بودند و معاذ ابن جبل روايت كرده كه در وقت نزع خديجه رضى اللَّه عنها حضرت رسالت (ص) نزد وى رفت و گفت يا خديجه من كراهت دارم از اينحادثه كه بر تو نازل شده حقتعالى در ضمن اين كراهت خير بسيار اراده فرموده چون بنزد ضرات خود روى سلام ما بديشان برسان گفت يا رسول اللَّه ضرات من كيستند فرمود مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم و كليمه يا حليمه خواهر موسى و ابو موسى از پيغمبر (ص) روايت كند كه از مردان بسيارى بكمال رسيدند و از زنان كامل نشدند مگر چهار زن آسيه بنت مزاحم و مريم بنت عمران و خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمد (ص) بدانكه تمثيل بزن شوهردار و زن بىشوهر بجهت تسليه زنان بىشوهر است و تطييب نفوس ايشان و از مقاتل منقولست كه حق سبحانه در اين دو تمثيل امر فرموده بحفصه و عايشه كه شما مانند زن نوح و زن لوط نباشيد در معصيت و خيانت و مانند زن فرعون و مريم باشيد در اطاعت و صلاحيت و صاحب كشاف آورده كه در طى اين دو تمثيل تعريض است بحفصه و عايشه كه در صدر سوره مذكور شدند و عتاب بايشان از آنچه صادر شد از فرط تظاهر و تعاون بر ايذاى رسول (ص) و تحذير ايشانست بر اغلظ وجه چه در تمثيل ذكر كفر است و مانند اينست در تغليظ قوله تعالى وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ و اشارتست بآنكه بايد كه ايشان در كمال اخلاص باشند مانند زن فرعون و مريم و اتكال و اعتماد ننمايند بر آنكه ازواج رسولند چه اين فضل نفع بايشان نميدهد مگر گاهى كه مخلص باشند و تعريض بحفصه ارجح است زيرا كه زن لوط افشاى سر لوط نموده هم چنان كه حفصه افشاى سر پيغمبر (ص) كرده و اللَّه اعلم
سورة الملك
و اين سوره را سورة المنجية و سورة المواقية نيز خوانند زيرا كه ناجى و وافى صاحب خود است از عذاب قبر چنان كه مرويست از پيغمبر (ص)
و انها واقية من عذاب القبر
و اين سوره مكى است و عدد آيات آن سى و يكى است نزد مكى و مدنى الاخير سى آيه نزد غير ايشان و اختلاف آن در قد جاءنا نذير است كه مكيست و مدنى الاخير و ابى بن كعب از پيغمبر (ص) روايت كند كه هر كه اين سوره را