تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٨ - سوره النجم(٥٣) آيات ٤٠ تا ٤٩
قلب سانح گردد و شايد كه بسبب شادى نيز باشد كه تذكر حزن ممازج او شود از طاهر مقدسى پرسيدند كه ملائكه را خنده باشد گفت هر چه زير عرش است تا خداى دوزخ را بيافريد ديگر نخنديدند الا بنى آدم و يكى از اكابر را سؤال كردند كه اصحاب رسول خنديدندى گفت آرى اما ايمان در قلوب ايشان از جبال راسيات راسخ و محكمتر بود آوردهاند كه يهودى بعد از استماع اين آيه حضرت امير المؤمنين (ع) را گفت كه خندانيدن و گريانيدن كار حكيمان نيست حضرت فرمود كه معنى آيه آنست كه او است آن خدايى كه ابر را بگرياند بباران و باغ را بخنداند در بهار آن به شكوفههاى الوان و دلهاى عارفان را باقبال عرفان و دلهاى كافران را بگرياند باد بار كفران وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ و آنكه او بميراند وَ أَحْيا و زنده سازد يعنى قادر بر احيا و اماته او است و بس چه قاتل همين نقض بينه ميكند و موت نزد اينحال آن را حاصل ميشود بفعل حضرت عزت بر سبيل عادت پس او در دنيا ميميراند بوقت اجل مسمى و اجل بلا و زنده ميسازد در قبر در قيامت و گويند معنى آنست كه او سازنده اسباب موت و حيات است و يا پدر را ميميراند و فرزند را زنده ميسازد يا مرده ميسازد كافران را بنكرت و زنده ميگرداند موحدان را بمعرفت پس بميراند گروهى را از ياد خود بخذلان و جماعتى را بياد خود زنده گرداند بتوفيق معرفت و ايقان يا بميراند بعضى را بعدل و زنده گرداند برخى را بفضل و جماعتى را بميراند بمنع و حرمان و گروهى ديگر را زنده سازد بفضل و احسان يا جماعتى را بجهل مرده سازد و قومى را بعلم زنده كند و نزد محققان بهيبت و انس است و يا باستتار و تجلى يا ميميراند نفوس زاهدان را بآثار مجاهده و زنده ميگرداند قلوب عارفان را بانوار مشاهده يا هر كه را بمرتبه فناء فى اللَّه رساند جرعه ز ساغر بقاء باللَّه چشاند وَ أَنَّهُ و آنكه او خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ بيافريد از انسان و ساير حيوانات دو صنف را الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى نر و ماده مِنْ نُطْفَةٍ از آب منى مذكر و مؤنث إِذا تُمْنى وقتى كه جدا گردانيده شود از ايشان بذفق و ريخته گردد در رحم و آدم و حوا از اين حكم مستثنىاند و از اخفش منقولست كه تمنى بمعنى تخلق است مأخوذ از منى المالى بمعنى قدر المقدر يعنى آفريده گردد اين نطفه در رحم و بصورت انسانيه يا حيوانيه رسد و فايده خلق بطريق زوجيت بقاى توالد و تناسل است وَ أَنَّ عَلَيْهِ و آنكه بر خدا است النَّشْأَةَ الْأُخْرى آفريدن ديگر بعد از موت در قيامت بجهة وفا نمودن بوعده و جزا دادن به بندگان بر نيكى و بدى چه خلاف وعده كردن و مجازات ندادن بر احسان و اسائت و عوض الام نرسانيدن به بنده مخالف حكمت و مصلحت است كه بر او سبحانه واجب است پس بعث عباد در نشئه آخرت بر او واجب باشد وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى و آنكه