تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٤ - سوره الممتحنة(٦٠) آيات ١ تا ١٣
آيد تشبيه نموده آنچه بآن حكم فرموده بر مسلمانان و كافران كه آن اداى مسلمانانست مهور نساى كفار را در يك نوبت و اداء كفار مهور نساء مسلمانان را نوبتى ديگر بامرى كه متعاقب يكديگر باشند مثل تعاقب در ركوب و غير آن و گويند عاقبتم مشتقست از عقبى بمعنى غنيمت يعنى برسيد بعقبى كه آن غنيمت گرفتن است از كفار يا آنكه عقوبت كنيد ايشان را بقتال يا آنكه غنيمت گيريد از ايشان يا از پس ايشان بمانيد و عاقبت امر بشما باز گردد فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ پس بدهيد آنان را كه رفتهاند أَزْواجُهُمْ زنان ايشان بدار الكفر و مهر نيافتهاند مِثْلَ ما أَنْفَقُوا مانند آنچه نفقه كردند از مهر آن زنان و بدانكه ايقاع لفظ شيئى در موقع احد بجهت تحقير زنان مرتده است و مبالغه در تعميم يا آنكه مراد شيئى از مهور ايشان باشد يعنى اگر چيزى از مهرهاى زنان مرتده از شما فوت شود و نزد كفار بماند و نتوانيد از ايشان اخذ نمائيد وقتى كه نوبت ظفر بشما رسد مهرهاى آن زنان را از غنيمت بازدواج ايشان رسانيد وَ اتَّقُوا اللَّهَ و بترسيد از عذاب خداى در مجاوزت از امر او الَّذِي أَنْتُمْ آن خدايى كه شما بِهِ مُؤْمِنُونَ بدو گرويدگانيد چه ايمان باو مقتضى پرهيز است از عقاب و از ابن عباس مرويست كه شش تن از زنان مؤمنان مهاجر مرتده شده بنزد كفار رفتند اول ام حكم بنت ابو سفيان كه زن عياض بن شداد فهرى بود دوم فاطمه بنت قاهره ابى بن امية بن مغيره كه زوجه عمر بن خطاب و خواهر ام سلمه بود و در وقتى كه عمر اراده مهاجرت كرد از او امتناع نمود و مرتد شد و بكفار ملتجى گشت سوم بروع بنت عقبه كه منكوحه شماس ابن عثمان بود چهارم عبده بنت عبد العزى بن فضله كه زن عمرو بن عبد ود بود پنجم هند بنت ابو جهل كه زوجه هشام بن عاص بود ششم كلثوم بنت جرول كه آن نيز زن عمر بود پس پيغمبر (ص) از غنيمت مهور ايشان را بشوهران ايشان داد آوردهاند كه در روز فتح مكه چون سيد عالم (ص) بكوه صفا و مروه برآمد با رجال مكه بر اسلام و جهاد بيعت كرد زنان ايشان نيز در متابعت و مبايعت ميل كردند حق سبحانه طريق مبايعت ايشان را و شرايط آن را بحبيب خود تعليم نموده فرمود كه يا أَيُّهَا النَّبِيُ اى پيغمبر خبردهنده يا اى بلند قدر عاليمرتبه إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ چون بيايند بتو زنان گرويده يعنى بنيت گرويدن يُبايِعْنَكَ مبايعت كنند با تو عَلى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بر آنكه شرك نيارند و شريك نگيرند بِاللَّهِ شَيْئاً بخداى چيزى را از اصنام و اوثان وَ لا يَسْرِقْنَ و دزدى نكنند از مال شوهران و از غير ايشان وَ لا يَزْنِينَ و زنا نكنند وَ لا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَ و نكشند فرزندان خود را مراد دخترانند كه زنده در خاك ميكردند يا قصد بچه كه در شكم دارند نكنند