تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٦ - سوره القلم(٦٨) آيات ١٠ تا ١٩
عرض ميكرد تا از دين اسلام بر مىگردد مُعْتَدٍ از حد گذرنده بود در ظلم يعنى ستمكار و جفاكار روزگار أَثِيمٍ بسيار گناه يا زناكار يا معتدى در فعل و اثيم در اعتقاد يا معتدى در ظلم كردن بر غير و اثيم در ستم نمودن بر نفس خود عُتُلٍ درشتخوى و سختروى و جانى يا شديد الخصومت در امر باطل يا متوغل در كفر و عناد و اين مشتق است از عتله اذا قاده بعنف و غلظة و گويند عتل آنست كه بهانه بر مردم گيرد و بجهت آن ايشان را در حبس و عذاب اندازد و از خليل نقل كردهاند كه عتل بمعنى بسيار خوار و شكم فراخست كه هر چه يابد از طعام و شراب بخورد و هيچ بمردم ندهد بَعْدَ ذلِكَ پس بعد از اين همه عيبها زَنِيمٍ حرامزاده است كه پدر او معلوم نباشد و او را بزور بر خود بندد و از امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه مرويست كه
الزنيم هو الذى لا اصل له
زنيم كسى است كه اصل و نسبى نداشته باشد يعنى ولد الزنا باشد و آن از زنمه مشتق است و زنمه قطعهايست از جلد ماعز كه بعد از قطع بحال خود بگذارند و در زير حلق او آويخته شود و تسميه آن بولد الزنا باعتبار آنست كه او منفصل است از نسب و معلق بغير اهل خود و مرويست كه وليد در ميان قريش بزرگ شده بود و از سنخ ايشان نبود و مغيره بعد از هيجده سال او را بر خود بست و بپسرى برداشت و در روايت آمده كه اين وصف او را هيچكس نميدانست تا آنكه اين آيه نازل شد و در بعضى تفاسير آمده كه چون رسول (ص) اين آيه را در انجمن قريش بر وليد خواند بهر عيبى كه ميرسيد در خود مييافت مگر حرامزادگى با خود گفت من سيد قريشم و پدر من مغيره مردى معروفست و ميدانم كه محمد دروغ نگويد اين چگونه باشد پس غضبناك از ميان مجلس برخواست و شمشير كشيد نزد مادر آمد بتهديد و وعيد بسيار از او اقرار كشيد كه پدر تو از رجوليت بهره نداشت و او را برادرزادگان بود چشم بر ميراث او نهاده بودند مرا رشك آمد فلان غلام را بر خود ترغيب كردم و آنچه ميان مردان و زنان ميشود در ميان ما واقع شد و تو فرزند اويى و نيست شبهه در آنكه خبث نطفه در اغلب حال منتج افعال ذميمه است و لهذا
قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله لا يدخل الجنة ولد الزنا و لا ولده و لا ولد ولده
و اين حكم از مظنوناتست معنى والد الزنا در مظنه آنست كه ببهشت نرود و از شداد بن اوس مرويست كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود
لا يدخل الجنة جواز و لا جعظري و لا عتل زنيم
گفتم يا رسول اللَّه