تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٨ - سوره الممتحنة(٦٠) آيات ١ تا ١٣
بگرداند از اين اقتدا و دوستى كند با اعدا فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُ پس بدرستى كه خدا بىنياز است از وى و از نصرت كردن وى مر دين او را چه خود ناصر دين خود است و احتياج بغير ندارد الْحَمِيدُ ستوده است در جميع احوال افعال بىستايش خلقان پس تولى هيچكس ضرر باو نرساند بلكه ضرر تولى بمتولى راجع خواهد شد مرويست كه بعد از نزول اين آيات مؤمنان بيخ مودت اباء و ابناء و ساير اقرباء مشرك كه در مكه داشتند از دل خود بركندند و درخت عداوت بجاى آن در دل خود بنشاندند و چون حق سبحانه ثبات وجد ايشان را در ترك موالات و مواصلت اقربا بديد و رسوخ عداوت ايشان را مشاهده نمود برايشان رحم فرمود وعده مودت ايشان داد بقوله عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ اميد هست آنكه خداى پيدا كند بَيْنَكُمْ ميان شما وَ بَيْنَ الَّذِينَ و ميان آنان كه عادَيْتُمْ دشمن داشتيد مِنْهُمْ از كفار مكه كه خويشان شمايند مَوَدَّةً دوستى و يارى و آن چنان بود كه ابو سفيان و سهل بن عمرو و حكيم بن حزام و غير ايشان از صناديد قريش كه دشمن عظيم اسلام آوردند در عام الفتح و كسان ايشان را با ايشان محبتى تمام پيدا شد و چون حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ام حبيبه كه دختر ابو سفيان بود بعد از اسلام آوردن بعقد خود در آورد شكيمه ابو سفيان بر طرف شده دل او بر اسلام نرم گشت و ام حبيبه قبل از اين نزد عبد اللَّه حجش بود و چون بحبشه هجرت كردند عبد اللَّه ترسا شده و ام حبيبه را بدين ترسا دعوت كرد و او قبول نكرد و چون بمرد رسول كسى را بنجاشى فرستاد و ام حبيبه را از او طلب كرد نجاشى بسعيد بن عاص گفت او را نزد رسول فرست سعيد قبول اينمعنى ثمود و نجاشى چهار صد دينار براى صداق رسول بدو داد و وى بمدينه آمده بزفاف حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سرافراز گشت و ابو سفيان مشرك بود چون اينخبر يافت گفت ذاك الفحل لا يقرع انفه اينمردى عظيم الشانست هيچكس بر وى غالب نشود پس بدامادى رسول راضى گشت وَ اللَّهُ قَدِيرٌ و خداى تواناست بر همه مقدورات پس قادر است بر آنكه دشمنى را بدوستى بدل كند و اسباب مودت را برايشان آسان گرداند وَ اللَّهُ غَفُورٌ و خداى آمرزنده است كسى را كه موالات كرده باشد با ايشان قبل از نهى رَحِيمٌ مهربان بر آنكه بعد از نهى قطع مودت كرده باشد و يا آمرزنده و بخشاينده است مر كسى را كه اسلام آورد از مشركان از ابن عباس مرويست كه قوم خزاعه و بنو مذحج را با حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عهد و پيمان بود كه هرگز قصد مسلمانان نكنند و دشمنان دين را يارى ندهند و ايشان بر عهد خود ثبات ورزيده قصد اهل اسلام نمىكردند و اعداى دينرا حمايت نمينمودند