تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٩ - سوره القلم(٦٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
أَصْحابَ الْجَنَّةِ ياران باغ صروان را از ابن عباس منقولست كه در دو فرسنگى صنعا از ولايت يمن مردى صالح را باغى بود مشتمل بر درختان خرما و آن را مروان خواندندى و بر موضعى كه گذر ره گذاريان بود واقع شده بود و تا خرما بر درختان بود رهگذاريان را از آن منع نكردى و در روز ميوه چيدن درويشان را بخواندى و بساطى در زير درخت بيفكندى و هر ميوه كه دست و دامن بدان نرسيدى يا داس او را ضايع ساختى يا باد از درخت بيفكندى يا بر طرف بساط افتادى بدرويشان دادى و ده يك از حاصل نيز بديشان قسمت كردى و چون آن مرد بمرد وى را سه پسر بود آن باغ بميراث بپسران وى رسيد گفتند اگر ما چنين كنيم كه پدر ما ميكرد معيشت بر ما تنگ شود و در وقت ارتفاع ميوه درويشان بنا بر عادتى كه داشتند بيامدند ايشان گفتند كه هنوز وقت بريدن ميوه نيست پس در شب اتفاق كردند كه پنهان از درويشان ميوه را ببرند و بدين سوگند خوردند چنانچه حق سبحانه ميفرمايد إِذْ أَقْسَمُوا ياد كن سوگند خوردن اهل آن باغ را كه پنهان از فقرا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ هر آينه ببرند ميوه را در حالتى كه در آيندگان باشند در صباح يعنى بامداد بكاه ميوه آن بچينند پس باين قصد سوگند خوردند وَ لا يَسْتَثْنُونَ و استثنا نكردند يعنى نگفتند انشاء اللَّه در آن شب كه اين قصد كردند و سوگند خوردند تسميه مشيت خداى تعالى باستثنا بجهت آنست كه متضمن معنى اخراج است الا آنست كه مخرج بمشيت خلاف مذكور است و مخرج باستثنا عين مذكور و بجهت آنكه مؤدى معنى استثنا است چه معنى لاخرجن انشاء اللَّه و لا اخرج الا ان يشاء اللَّه يكيست و گويند كه معنى آنست كه استثنا نكردند از آن ميوه حصه مساكين را هم چنان كه پدر ايشان اخراج آن ميكرد بدرويشان يا طلب ثناى خدا نكردند و شكر نعمت آن نگذاردند فَطافَ عَلَيْها پس فرو گرفت بر آن باغ طائِفٌ بلاى طواف كنند و گرداگرد آن فرو گيرنده مِنْ رَبِّكَ از نزد پروردگار تو وَ هُمْ نائِمُونَ در حالتى كه ايشان خفتگان بودند و آن آتشى بود كه در آن وقت از آسمان فرود آمد و در آن باغ پيچيد و ميوهها را سوخت و درختان را خشك گردانيد كما قال اللَّه تعالى
فَأَصْبَحَتْ پس كشت باغ ايشان بآن بلا كَالصَّرِيمِ مانند باغى كه ميوه آن چيده و بريده باشد و اين فصيلست بمعنى مفعول و يا مانند شب سياه بسبب احتراق و اسوداد يا مثل روز بسبب ابيضاض كه از فرط يبس حاصلشده بود