تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٧ - سوره النجم(٥٣) آيات ٢٠ تا ٢٩
را ديد كه ميان صفا و مروه سعى ميكردند چون ببطن نخله آمد قوم خود را گفت كه اهل مكه را كوهيست كه آنجا طواف ميكنند و خدايى ايشان را هست كه آنجا پرستش او ميكنند و شما را خدايى نيست گفتند تو چه صلاح مىبينى گفت مصلحت آنست كه من از براى شما خدايى پيدا كنم پس بمكه آمده و سنگى از صفا و مروه بياورد و برابر هم نهاد و گفت اين صفا و مروه شما است و درختى از خرما تعيين كرد و سه سنگ ديگر نزد آن بر بالاى هم نهاد و ايشان را بر عبادت آن ترغيب نمود پس ايشان آن را ميپرستيدند و طواف ميكردند و ميان آن دو سنگ سعى مينمودند تا زمانى كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مكه را فتح نمود و بفرمود تا آن سنگها را بشكستند و آن درخت را بركندند و جنيه كه در زير آن نمايان شد او را بقتل رسانيدند و منات صخره بود كه هزيل و خزاعه پرستش آن مىنمودند و از ابن- عباس منقولست كه آن بت قبيله ثقيف بود كه گرد آن طواف ميكردند يا بتى بود كه بمشلشل بنو كعب عبادت او مينمودند و آن فعلهايست مأخوذ از مناه بمعنى قطعه و اراقه و وجه تسميه آن باين اسم آن بود كه نساك نزد آن ذبح هدى ميكردند و بجهة تبرك خونهاى آن را آنجا ميريختند و اين كه بعضى مناة خواندهاند بالف ممدوده مدعاى ايشان آنست كه آن بر وزن مفعله است مشتق از نوء چه كفار بجهة تيمن نزد آن طلب باران ميكردند از انواء كه كواكبند و گويند كه اين هر سه بت از سنگ بودند كه در كعبه نهاده بودند و ايشان را مىپرستيدند و حاصل معنى اين كه اى محمد با معاندين قريش بگو كه خبر دهيد مرا كه اين اصنام كه شما آنها را مىپرستيد ميتوانند كه مثل آنچه خداى آفريده بيافرينند يا ضرر و نفع بشما رسانند يا بكنند آنچه مثوبت عدول شما باشد از عبادت خداى بعبادت آنها و حذف اين كلام بجهة دلالت سوق آيتست بر آن و مرويست كه كفار اين اصنام را بصورت ملائكه كه بزعم ايشان بنات اللهاند مصور كرده بودند و اسماى خداى را از براى آنها اشتقاق كرده ميگفتند كه لات از اللَّه مشتق است و عزى از عزيز و منات از منان و معتقد ايشان ان بود كه جنيان كه در درون اين اصنامند يا ملائكه بنات اللّهاند و شفعاى ايشان خواهند بود نزد خدا و مع هذا هر گاه كه بنات از ايشان تولد ميشدند آنها را زنده در قبر مينهادند و پر از خاك ميكردند بجهة آنكه تولد بنات نزد ايشان عيب مىبود حق سبحانه انكار اينمعنى نموده فرمود أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى آيا مر شما راست فرزند نر و مر خداى را ولد ماده و نزد بعضى مراد آنست كه شما اناث را حقير ميداريد و ننگ مىدانيد از آنكه آنها ولد شما باشند و آنها را بشما نسبت دهند پس چگونه لات و عزى و منات را كه اناثاند شريك خداى ميگردانيد و نام اله بر آن مينهيد تِلْكَ إِذاً اين قسمت اين هنگام چنين باشد قِسْمَةٌ ضِيزى