تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٠ - سوره التحريم(٦٦) آيات ١ تا ١٢
سوره نازل شد كه چراغ بر خود حرام ميكنى آنچه خداى بر تو حلال كرده يعنى ماريه قبطيه و ميگويد كه حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در روز عايشه با ماريه خلوت كرد حفصه بر اين مطلع شد پيغمبر فرمود كه اين امر از عايشه پوشيده دار كه من ماريه را بر خود حرام ساختم حفصه اين راز را با عايشه در ميان نهاد و گفت اين راز را از رسول اللَّه بپوشان حق سبحانه پيغمبر خود را بر اين امر مطلع ساخت و اين آيه فرو فرستاد و مروى است كه چون پيغمبر (ص) ماريه را بر خود حرام ساخت و در اخفاى آن امر فرمود و حفصه را فرمود كه مرا با تو سرى ديگر هست بايد كه آن را نيز به هيچ كس نگويى و در كتمان آن خيانت نكنى يعنى افشاى آن ننمايى و آن اينست كه بعد از من ابو بكر و پدر تو مالك اين امت شوند و پادشاهى كنند و بعد از ايشان عثمان متصدى حكومت گردد حفصه از اين سخن خوشحال شد و اين هر دو سر را با عايشه گفت و اين روايت را بعينها عياشى باسناد خود از عبد اللَّه بن عطاى مكى و عبد اللَّه از حضرت ابو جعفر عليه السّلام روايت كرده الا آنست كه بعد از اين روايت از آن حضرت نقل كرده كه هر يك از ايشان اين سخن را با پدر خود باز گفتند ايشان آنها را در افشاى قصه ماريه عتاب كردند و در افشاى حكومت خود سرزنش نكردند حق سبحانه اين سوره را در اين باب نازل ساخت كه چرا حرام ميگردانى بر خود آنچه حقتعالى مباح ساخته است ترا يعنى ماريه قبطيه تَبْتَغِي ميجويى بدين تحريم مَرْضاتَ أَزْواجِكَ خوشنودى زنان خود را و حال آنكه ايشان احقند از تو در طلب خشنودى خاطر عاطر تو اينكلام تفسير تحريم است يا حال از فاعل آن يا استيناف بجهة بيان داعى تحريم وَ اللَّهُ غَفُورٌ و خداى تعالى آمرزنده است يعنى بر ترك افضل و اولى مؤاخذه ننمايد و بفضل خود ثوابى كه بر فعل اولى و افضل مترتب ميشود بتو كرامت فرمايد رَحِيمٌ مهربان در حين مراجعت تو بافضل و اليق و بايد دانست كه اين آيه دلالت ندارد بر صدور صغيره و كبيره از آن حضرت زيرا كه تحريم بعضى نساء يا غير آن از مستلذات بر نفس خود بىسببى يا با سببى قبيح نيست و در تحت ذنوب داخل نيست بلكه آن متضمن هضم نفس است و قطع مشتهيات و التزام رياضت نفسانى كه موجب ثواب ابديست و هيچ بعيد نمينمايد كه ذكر اين خطاب به جهة توجع باشد براى او چه آن حضرت بجهة ارضاى متحمل مشاق شده بود و اگر چه بر وجه قبيح نبود و شبهه نيست در آنكه اگر شخصى بجهة رضاى بعضى زوجات طلاق بعضى از ايشان بگويد جايزست كه او را مخاطب سازند لم فعلت ذلك و لم تحملت فيه المشقة و اگر چه فعل قبيح نكرده و بر تقدير تسليم كه خطاب بر سبيل عتاب بود مىگوئيم كه اين عتاب بر ترك اولى و افضل است چه ترك