تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٥ - سوره النجم(٥٣) آيات ٤٠ تا ٤٩
ميكند بقوله أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ يعنى آنچه در صحف موسى و ابراهيم است آنست كه برندارد هيچ نفس بردارنده وِزْرَ أُخْرى بار گناه نفس ديگر را يعنى هيچكس مؤاخذ نشود بذنب غير خود پس او چگونه بار خود را بديگرى حواله ميكند از هزيل بن شرحيل مرويست كه بعد از زمان نوح (ع) تا زمان ابراهيم ظلمه روزگار را عادت آن بود كه پدر را بگناه پسر و برادر را بگناه برادر و بنده را بگناه مولى مؤاخذه كردندى و بر همين قياس هر يك از اقربا را بعوض يكديگر قصاص ميكردندى و چون حق تعالى صحف بر ابراهيم (ع) نازل ساخت و در آن بيان فرمود كه أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ابراهيم منع ايشان فرمود و ايشان را از اينعمل قبيح بازداشت و بدانكه قوله تعالى كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً و قوله وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ و
قوله (ع) من سن سنة سيئة فله وزرها وزر من عمل بها الى يوم القيمة
منافى آيه مذكوره نيستند زيرا كه عقوبت وزر در اينصورت تسبيب است و دلالت مردمان باين امر قبيح و اضلال ايشان بآن نه از حيثيت عين از عمل و ببايد دانست كه ان در الا تزر ان مخففه است و تقدير اينكه انه لا تزر و ضمير ضمير شانست و محل آن و ما بعد آن رفع است به اينكه خبر مبتداى محذوفست و تقدير اينست كه ما فى صحفهما ان لا تزر چنان كه باين مفسر شد و ميتواند بود كه مجرور المحل باشد بآنكه بدل ماء موصوله باشد و تقدير چنين كه ام لم ينبأ بان لا تزر يعنى آيا خبر نكردهاند وليد يا عثمان را بآنكه برندارد هيچ نفس بار نفس ديگر را وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ و آنكه نيست مرا دمى را إِلَّا ما سَعى مگر ثواب آنچه سعى كند يعنى چنان كه كسى را بگناه ديگرى نميگيرند بثواب ديگرى نيز مثاب نميگردانند و اينكه در اخبار وارد شده كه صدقه و حج و نماز و روزه منفعت بميت مىرساند از جهة آنست كه ناوى آن از براى ميت در حكم نايب است از قبيل او به حسب شرع پس هم چنان كه منوب عنه و موكل بعمل صالح نايب خود مثاب ميشود اينجا نيز ميت بثواب كسى كه ناوى آن عمل باشد براى وى ثواب مىيابد و والبى از ابن عباس نقل كرده كه اين آيه منسوخ است به وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ از عكرمه منقولست كه اين حكم مخصوص است بقوم موسى و ابراهيم (ع) و اما امت مرحومه بسعى غير خود مثاب ميشوند و آن كسى كه حكم بر منسوخيت اين آيه نميكند مايل است بآنكه آيه دالست بر منع نيابت در طاعت الا ما اخرجه الدليل مثل آنكه مرويست كه زنى به حضرت رسالت (ص) گفت كه يا رسول اللَّه پدر من حج نكرده فرمود
حجى عنه
حج كن بنيابت او و غير آن از احاديث داله بر صحت نيابت
وَ أَنَّ سَعْيَهُ و نيز آن چه در اين صحيفتين است آن است كه آدمى سعى خود را يعنى عملى را كه در آن سعى نموده سَوْفَ يُرى زود باشد