تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٤ - سوره الطلاق(٦٥) آيات ١ تا ١٢
عليه و بعضى استدلال كردهاند بر اين هر دو آيه بر آنكه معتبر در نفقه نسبت بحال زوج است نه بحال زوجه و از اينجهت است كه تاكيد آن كرده بقوله لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها چه اگر معتبر حال زوجه باشد تكليف ما لا يطاق لازم آيد در وقتى كه زوج معسر باشد و زوجه باشرف حسب و اين استدلال خالى از ضعفى نيست اما اولا بجهت آنكه نزد فقها واجب است قيام زوج بآنچه محتاج اليه زوجه است از طعام و ادام و كسوه اسكان بر عادت امثال زوجه و اما ثانيا بجهت منع دلالت آيين بر مدعى اما آيه اولى بجهت آنكه متضمن نهى است از ضرر رسانيدن بر زوجات پس اگر معتبر حال زوج باشد لازم آيد مضارة در صورت اعسار زوج و شرافت زوجه و اين خلاف اينست و اما ثانيه بجهة آنكه لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها قابل تقييد است يعنى عدم تكليف در حال اعسار زوج و جايز باشد كه واجب بر او انفاق باشد بر عادت امثال زوجه پس در حين اعصار بر قدر آن انفاق كند و ما بقى در ذمه او باشد تا حين ايسار و لهذا در عقب اين فرموده كه سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ و بسا از اهل دهى كه از روى عناد و فرط جهل عَتَتْ سر باز زدند و اعراض كردند عَنْ أَمْرِ رَبِّها از فرمان پروردگار خويش وَ رُسُلِهِ و از امر پيغمبران او و در مخالفت و عصيان از حد در گذشتند فَحاسَبْناها پس ما حساب كنيم ايشان را در روز قيامت حِساباً شَدِيداً حسابى سخت كه در او استقصاى و مناقشه باشد يعنى در حساب ايشان سختگيرى كنيم و قليل و كثير را در حساب آريم و هيچ چيز آن را فرو گذاشت ننمائيم وَ عَذَّبْناها و عذاب كنيم ايشان را عَذاباً نُكْراً عذابى زشت بعد از حساب كه هيچكس مثل آن عذاب نديده باشد و نچشيده و تعبير بلفظ ماضى بجهت تحقق وقوع آنست و گويند كه مراد از عذاب دنياست و در كلام تعديم و تاخيرى هست يعنى فقد عذبناها عذابا شديد و حاسبناها حسابا شديدا پس معنى اينست كه عذاب كرديم ايشان را در دنيا عذابى قبيح چون غرق و خسف و قحط و سيف و غير آن از مصايب شديده و عذابهاى عظيمه و در آخرت محاسبه ايشان كنيم حسابى با شدت و سختى يا آنكه مراد بمحاسبه استقصاى ذنوب ايشان باشد و اثبات در صحايف حفظه پس بنا بر اين محاسبه و تعذيب هر دو در دنيا باشد فَذاقَتْ پس بچشيدند اهل آن ده وَبالَ أَمْرِها عقوبت كارهاى خود را يعنى سزاى كفر و شرك وَ كانَ عاقِبَةُ أَمْرِها و بود سرانجام كار ايشان خُسْراً زيانكارى و كدام زيان از آن بدتر باشد كه از جنت ابدى و سعادت