تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٠ - سوره الطلاق(٦٥) آيات ١ تا ١٢
بالعرض زيرا كه عموميت اين بتبعيت الذين است و محافظت بر عموم اول اوليست و ديگر آنكه حكم بعده سه ماه معلل است بوضعى كه موجب بقاى رحمست از نطفه ميت كه عده از براى آنست بخلاف آيه ازواجا و ديگر آنكه نزول آيه وضع متاخر است پس تقديم آن در عمل تخصيص باشد و تقديم آيه وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ بناى عام بر خاص و اول ارجح است باتفاق جواب از اول آنست كه در نزد اصوليين هيچ فرقى نيست ميان عموم بالذات و عموم بالعرض و از ثانى آنست كه بنا بر قول ما نيز آن علت موجود است و لهذا مسلم نمىداريم كه وضع علت باشد و از ثالث آنست كه تخصيص و بناى عام بر خاص هر دو دليلند پس فرق بينهما نباشد و ببايد دانست كه حامله باين ميشود بوضع بعد از طلاق اگر چه يك لحظه باشد و در حمل تماميت خلقت شرط نيست پس اگر وضع علقه كند باين ميشود اگر حامله باشد بدو ولد بوضع احدهما عصمت زوجيت منقطع ميشود اما عقد نكاح او را جايز نيست تا وضع ثانى وجود گيرد و اگر متوفى عنها زوجها باشد و بيش از چهار ماه و ده روز وضع حمل شود براى او واجب است استيفاى چهار ماه و ده روز زيرا كه عده او ابعد اجلين است چنان كه مبرهن شد وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ و هر كه بترسد از خداى و مراعات حقوق و احكام مذكوره كند يَجْعَلْ لَهُ بگرداند يعنى پديد آورد خداى براى او مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً از كار خود آسانى يعنى بسبب تقوى امر دنيا و آخرت او را بر او سهل سازد ذلِكَ اينكه مذكور شد از احكام طلاق و رجعت و عده أَمْرُ اللَّهِ أَنْزَلَهُ حكم خداست كه فرو فرستاده است آن را از لوح محفوظ إِلَيْكُمْ بسوى شما وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ و هر كه بپرهيزد از عذاب خدا و باحكام وى عمل نمايد يُكَفِّرْ عَنْهُ بپوشاند خدا از او سَيِّئاتِهِ بديهاى او را يعنى او را عفو كند همه آن را چه حسنات مذهب سيئاتست وَ يُعْظِمْ لَهُ و بزرگ سازد براى او أَجْراً مزد را يعنى او را مزد بىحساب دهد كه آن خلود است در جنان و روضه رضوان و از ربيع منقولست كه ان اللَّه قد قضى على نفسه ان من توكل عليه كفاه و من امن به هداه و من اقرضه جازاه و من وثق به انجاه و من دعاه اجابه و لباه و من اقتداه كفر خطاياه و تصديق فى كتاب اللَّه عز و جل وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ و مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ و إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً يُضاعِفْهُ لَكُمْ و مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ و إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُعْظِمْ لَهُ أَجْراً و بعد از بيان ذكر عده بيان حقوق معتدات ميكند بقوله أَسْكِنُوهُنَ اينكلام و ما بعد آن بيان تقوى است گوييا كسى ميگويد كه چگونه عمل بتقوى توان كرد در شأن معتدات حق سبحانه در