تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٩ - سوره المجادلة(٥٨) آيات ١٠ تا ٢٢
رايت بوى در روز خيبر و آن چنان بود كه حضرت رسول (ص) در روز خيبر چون تقاعد و ناتوانى اصحاب را مشاهده كرد فرمود كه
لأعطين الراية غدا رجلا يحب اللَّه و رسوله و يحبه اللَّه و رسوله
كرار غير فرار اصحاب رسول چون اين سخن بشنيدند همه در آن طمع كردند و آن حضرت رايت را در آن روز به هيچ كس نداد مگر بعلى بن ابى طالب سيم آيه نجوى كه چون فرود آمد هيچكس بر آن عمل نكرد الا على موافق و مخالف از امير المؤمنين (ع) روايت كردهاند كه
ان فى كتاب اللَّه لاية لا عمل بها احد قبلى و لا يعمل بها احد بعدى
يعنى در كتاب خدا آيتى فرود آمد كه كسى از مسلمانان بر آن كار نكردند قبل از من و بعد از من نيز كسى بر آن كار نكند و بعد از آن فرمود كه
بى خفف اللَّه عن هذه الامة و لم تنزل احد قبلى و لم تنزل فى احد بعدى
بسبب من خداى تعالى تخفيف نمود از اين امت و از سر اين حكم در گذشت و اين آيه نه پيش از من در حق كسى نازل شده و نه بعد از اين در حق كسى نازل شود و اين از جمله مناقب مخصوصه آن حضرتست و در جامع صحاح سنت آورده كه هيچ كس از صحابه عمل باين آيه ننموده غير از على بن ابى طالب (ع) و بر فطن لبيب مخفى نيست كه اقدام على بن ابى طالب بتصدق و نجوى و حرص او بمناجات سيد انبيا و توجه او بملاقات سرور اصفيا دليل روشن و آماده واضح است بر افضليت او بر ساير اصحاب و تقاعد ابو بكر و عمر و عثمان بن عفان با وجود غنا و استغنا و قدم باز كشيدن ايشان از راه ملاقات سيد انبيا و ترك مناجات سرور اصفيا و محروم شدن ايشان از اين سعادت كبرى از شواهد بينه است بر حرص و تقييد بامور دنيا و ميل باموال و زخارف اين دار فنا و على بن ابى طالب (ع) با وجود فقر از اين سعادت محروم نشد و در وقت نزول اين آيه با آنكه هيچ نداشت يك دينار قرض كرد و آن را بدراهم بفروخت و درهم درهم تصدق ميفرمود و مناجات ميكرد چنانچه در روايت صحيحه مذكور است كه
ان عليا استقرض دينارا فتصدق به فناجى النبى (ص) عشر نجوات ثم نسخت الاية
پس اى طالب حق بايد كه از روى انصاف اعتراف نمايى كه آنچه اهل سنت ميگويند كه ابو بكر هميشه اموال خود را فى سبيل اللَّه صرف ميكرد و در مصالح اخروى تقصير نمينمود و در بدل مال فى رضاء اللَّه و رضاء الرسول دائما حريص بود سخنى است واهى و كلاميست لا طايل و اين قصه نجوى مكذب حديث ايشان و شاهد بر عدم صحت آنست چه شخصى كه با وجود قدرت و مسيرت از تصدق از درهمى متقاعد شود و مناجات سيد كاينات و ملاقات سرور انبيا بدرهمى نخرد معلوم است كه حال او در بدل و سخا و مراعات او نسبت بمساكين و فقرا و حرص او بامور و مصالح اخروى در چه مرتبه خواهد بود و از عبد اللَّه بن هارون خراسانى نقل است كه از امام على بن موسى الرضا (ع) برسيدم كه چرا صدقه بر شما حرام كردند فرمود كه از امرى عظيم سؤال كردى بدانكه چون