تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٨ - سوره القلم(٦٨) آيات ٤٠ تا ٥٢
سَنَسْتَدْرِجُهُمْ زود باشد كه بگيريم ايشان را درجه و پايه پايه بامهال در معصيت و ادامت صحت و ازدياد نعمت مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ از آنجا كه ايشان ندانند كه اين استدراجست يعنى هر گاه كه خطايى كنند ما عطائى دهيم و ايشان آن را تفضل دانسته خود را بر مؤمنان تفضيل دهند و پندارند كه اعطاى نعمت برايشان بجهت مزيت مرتبه و شان ايشانست بر مؤمنان و بجهت آن در طغيان بنهايت رسند پس به يك بار ايشان را بورطه عذاب و چنگال عقاب گرفتار سازيم از ابو عبد اللَّه عليه السّلام مرويست كه
اذا احدث العبد ذنبا و جد له نعمته فيدع الاستغفار فهو الاستدراج
يعنى هر گاه بنده گناهى كند و نعمتى جديد باو رسد و او در عقب آن استغفار نكند پس آن استدراج خواهد بود وَ أُمْلِي لَهُمْ و مهلت دهيم و دراز كشيم اجال ايشان را در دنيا يعنى از وجود صحت و نعمت عمر ايشان را دراز كنيم و تعجيل در عقوبت ايشان نكنيم تا مغرور شوند و در طغيان و عصيان بنهايت رسند إِنَّ كَيْدِي بدرستى كه عقوبت من مَتِينٌ محكم است كه هيچ چيز دفع نشود و گرفتن من سخت است كه هيچكس را طاقت آن نباشد تسميه انعام بر سبيل استدراج بكيد بجهة آنست كه آن در صفت كيد است و وصف آن بمتانت بجهة قوت اثر احسان آنست در تسبب براى هلاك پس از روى توبيخ ميفرمايد كه أَمْ تَسْئَلُهُمْ آيا طلب ميكنى ايشان را يعنى از ايشان ميطلبى أَجْراً مزدى بر دعوت و ارشاد و هدايت فَهُمْ پس ايشان مِنْ مَغْرَمٍ از غرامت و تاوان زدگى آن اجر مُثْقَلُونَ گرانبار شدگانند و بدان سبب روى از تو مى گردانند و قبول ايمان نميكنند و تصديق وحى نمينمايند يعنى تو از ايشان مزد نميخواهى پس چرا در طلب هدايت و ارشاد تقصير ميكنند أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ آيا نزديك ايشانست لوح محفوظ كه مغيبات در آن است فَهُمْ يَكْتُبُونَ پس ايشان مينويسند از آنجا آنچه بدان حكم ميكنند از تسويه مؤمن و كافر و عدم احتياج بر هدايت تو و چون هيچكدام از اين نيست و عدد اطاعت ايشان محض عناد و عصبيت جاهلية است فَاصْبِرْ پس شكيبا باش لِحُكْمِ رَبِّكَ مر حكم آفريدگار خود را بامهال كافران و تاخير نصرت تو و تبليغ وحى و تحمل آزار ايشان و گويند لام بمعنى الى است يعنى صبر كن تا آنكه حكم كند خدا بنصرت اولياى تو و قهر اعداى تو وَ لا تَكُنْ و مباش در استعجال عذاب بر امت و در دلتنگى و شتابزدگى در بيرون رفتن از ميان قوم بدون اذن ما كَصاحِبِ الْحُوتِ مانند خداوند ماهى