تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٢ - سوره الجمعة(٦٢) آيات ١ تا ١١
روح از تن ايشان مفارقت كند پس گويند يا لعبه خداى تعالى تو را براى كه آفريد گويد از براى كسى كه در جميع جمع پيش از همه بمسجد جمعه رود و در عقب همه كس بيرون آيد و از علما منقولست كه جمعه ده نام دارد يوم المولود بجهت تولد حضرت رسالت (ص) در آن و يوم الفضل و يوم البركت و يوم الرحمة و يوم الاجابة و يوم العيد و يوم العتيق و يوم العروبة و يوم الكرامة و يوم الجمعة و چون ذكر باقى احاديث و روايات و اخبار در اين باب موجب اطناب ميشد از اين جهت اكتفاء باين نموده شد فلنرجع الان الا تفسير آيات القرآن بدانكه چون حرمت بيع در روز جمعه بجهت وجوب استماع خطبه و گذاردن نماز جمعه است از اينجهت بعد از فراغ از نماز رخصت بندگان داده بكسب ارزاق در معاملات بقوله فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ پس چون گذارده شود نماز جمعه فَانْتَشِرُوا پس پراكنده شويد فِي الْأَرْضِ در زمين براى تجارت و تصرف در ما يحتاج خود اين امر بر سبيل اباحتست يعنى بعد از نماز اگر خواهيد در پى مهمات خود رويد وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ و بجوئيد از فضل خدا و يعنى طلب روزى خود كنيد بوسيله معاملات و گفتهاند كه انتشارهم در اينزمين مسجد است جهت رفتن بمجلس علما و مذكر آن و بقولى مراد عيادت بيمارانست و حضور جنازه و زيارت مؤمنان و طلب علم و قضاى حوايج اهل ايمان و آنچه بدين ماند چه جستن ميامن فضل الهى منوط به اينهاست و مستند ايشان روايت انس است كه حضرت رسول فرمود كه
لم تؤمروا بطلب شيئى من الدنيا انما هو عيادة المريض و حضور الجنائز و زيارة الاخ فى اللَّه
و قول حسن و سعيد بن المسيب كه هو طلب العلم و نزد بعضى ديگر آنست كه مراد از نماز تطوع است و حديثى كه از حضرت امام جعفر صادق (ع) مرويست كه
الصلاة يوم الجمعة و الانتشار يوم السبت
مشعر است بر آنكه مراد از آن طلب رزق باشد از وجه بيع و شرى و اصرح از اين روايت عمرو بن زيد است از آن حضرت عليه و على آبائه الصلاة و السّلام كه فرمود من طلب معيشت ميكنم و در آن باب سعى مىنمايم و از حق سبحانه التماس ميكنم كه آن را بوجه حلال بمن رساند و وجه حليت آن را بمن نمايد چه حق سبحانه عباد را امر فرموده بطلب رزق در اين آية كريمة فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ پس فرمود كه هر كه در خانه بنشيند و در بر روى خود دربندد و از خداى طلب رزق كند وى يكى از آن سه كس خواهد بود كه خداى تعالى دعاى ايشان را مستجاب نميكند گفتم يا بن رسول اللَّه آنان چه كسانند فرمود يكى آنكه زن خود را دعاى بد كند حق سبحانه دعاى او را اجابت نكند زيرا كه طلاق زن در دست اوست اگر خواهد او را رها كند دوم مردى كه او را حقى در ذمت شخصى باشد و بر آن گواه نگيرد وى منكر آن شود او وى را دعاى بد كند در اينصورت نيز دعاى او بخدا اجابة