تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٠ - سوره الجمعة(٦٢) آيات ١ تا ١١
الا كه مستجاب شود و آن وقتى است كه امام از خطبه خواندن فارغ شود و مؤذن قامت بگويد و بروايتى ديگر آخر روز است بنيم ساعت تا غروب و گفتهاند در آن زمان كه آفتاب يك نيمه آن فرو رفته و نيمه مانده و از حضرت ائمه اطهار (ع) مرويست كه بنده مؤمن چون در روزهاى غير جمعه دعا كند خداى تعالى تاخير اجابت او كند تا روز جمعه بجهت حرمت آن روز و نيز از ايشان ماثور است كه
يوم الجمعة سيد الايام و اعظمها عند اللَّه و اعظم عند اللَّه من يوم الفطر و يوم الاضحى
و عمران حصين روايت كرده كه هر كه غسل روز جمعه كند گناه وى مكفر گردد و چون قدم در راه مسجد نهد بهر گام كه بردارد بيست ساله عمل صالحش بنويسند و چون از نماز جمعه فارغ شود دويست ساله كردار نيكو در نامهاش ثبت كنند و انس بن مالك نيز از حضرت رسول (ص) روايت كرده كه شب جمعه مرا بآسمان بردند هفتاد شهر در زير عرش ديدم سعت هر يك مثل دنيا مملو از فرشتگان و همه خداى را تسبيح و تهليل ميكردند و ميگفتند خداوندا بيامرز آنان را كه بنماز جمعه مشغول ميشوند و بيامرز آنان را كه غسل جمعه ميكنند و بخارى در صحيح خود آورده كه ابو هريره از رسول (ص) نقل كرده كه هر كه در روز جمعه غسل جمعه كند و جامه پاك بپوشد و بوى خوش بخور كند و روغن بر خود مالد حق سبحانه او را بيامرزد از هر چه ميان اين جمعه و آن جمعه كند و آنچه در سه روز ديگر بعد از جمعه ثانى از او صادر شود و سليمان تيمى از پيغمبر (ص) روايت كند كه خداى تعالى در هر شب جمعه ششصد هزار بنده از آتش دوزخ آزاد ميكند كه همه مستوجب عقاب و عذاب بوده باشند و در روايت ديگر آمده كه در هر ساعتى از جمعه خداى تعالى سى صد هزار بنده را آزاد ميكند كه همه از اهل عقوبت باشند و نيز فرموده كه جبرئيل نزد من آمد و در دست او آينه سفيد بود و گفت كه اين نمونه ادينه است و حق سبحانه آن را بر تو عرض ميكند تا آن عيد تو و عيد امتان تو باشد در زمان تو و بعد از زمان تو و اين سيد ايام است و ما در آخرت آن را يوم المزيد ميخوانيم و كعب اخبار از سيد مختار روايت ميكند كه خدا مكه را بر ساير بلدان تفضيل نهاده و شهر رمضان را بر ساير شهور و جمعه را بر ساير ايام و هر كه روز جمعه بميرد حق سبحانه اجر شهيد در نامه عمل وى بنويسد و از فتنه قبر ايمن باشد و نيز در حديث آمده كه چون روز جمعه رسد ملائكه بابواب مساجد جمعه مسارعت نمايند در دستهاى ايشان صحيفهاى فضه و قلمهاى طلا و ثواب سبقتگيرندگان بمسجد مينويسند تا آنكه مرد آخرين بمسجد در آيد و از اينحديث معلوم مىشود كه مباكرت مسجد سنت مؤكد است و مثمر مزيت مثوبت و احاديث ديگر دالند بر اين و گويند اول بدعتى كه در اسلام واقع شد ترك مباكرت بود بمسجد و در نقل آمده كه ابن مسعود روزى مباكرت نمود بمسجد ديد كه سه كس بر او سبقت گرفتهاند بسيار مغموم شد