تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٠ - سوره النجم(٥٣) آيات ٥٠ تا ٦٢
شد و نور او كم گشت
وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ و ان كه خداى هلاك كرد عاداً الْأُولى قوم عاد نخستين را كه امت هود (ع) بودند و قومى از ايشان كه بنو لقيم گفتندى و در وقت هلاكت قوم عاد در مكه مقام داشتند بعد از ايشان ظهور كردند و ايشان را عاد اخرى نام كردند و گويند كه قوم ارم ايشانند و بعضى كه گفته كه تسميه عاد اولى بجهة ان است كه اول امتى كه بعد از نوح (ع) هلاك شدند ايشان بودند و يا آنكه ايشان مقدم بودند در دنيا بر غير خود به حسب شرافت و رتبت وَ ثَمُودَ و هلاك كرد قوم ثمود را كه امت صالح پيغمبر (ص) بودند فَما أَبْقى پس باقى نگذاشت از ايشان هيچ كس را و همه را مستأصل ساخت و بدان كه ثمود معطوفست بر عاد نه آن كه منصوب باشد به ابقى زيرا كه ما بعد ماء نافيه عمل در ما قبل خود نميكند و نمىگويند كه زيدا ما ضربت بجهة آن كه ماء نافيه جارى مجراى استفهام است در طلب صدارت كلام وَ قَوْمَ نُوحٍ و هلاك كرديم قوم نوح را مِنْ قَبْلُ پيش از عاد و ثمود إِنَّهُمْ كانُوا بدرستى كه بودند إِنَّهُمْ ايشان أَظْلَمَ ستمكارتر وَ أَطْغى و از حد برندهتر در شرك و عدوان از قوم عاد و هود چه نوح (ع) را بسيار ميرنجانيدند و بر وجهى مىزدند كه اصلا او را حركت نميماند و مردمان را از صحبت او تنفير مينمودند و صبيان را تحذير مىكردند از قبول او و در نهصد و پنجاه سال اندكى بوى ايمان آوردند وَ الْمُؤْتَفِكَةَ و شهرستان قوم لوط را أَهْوى بيفكند يعنى او را مؤتفك و منقلب ساخت و زير و زبر گردانيد بعد از آن كه او را قريب بآسمان برده بود بر جناح جبرئيل (ع) يا آن كه آن را بزمين فرو برد بعد از آن كه جبرئيل سرنگون كرده بود و آن چهار شهر بودند صوايم و اديما و عامورا و سدوم فَغَشَّاها پس پوشانيد آن شهرها را ما غَشَّى آنچه پوشانيد در اينكلام تهويل و تعميم آن چيزيست كه بايشان فرود آمد و ان سنگهاى نشانهدار بودند كه بر بلاد ايشان بباريد و همه آن شهرها از كثرت و انبوهى آن سنگها پوشانيده شدند فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ پس بكدام نعمتهاى پروردگار خود تَتَمارى شك ميكنى و در اين كلام اگر چه مخاطب ظاهر حضرت رسالتست (ص) اما مقصود از آن استماع غير است و مخاطب فى الحقيقة غير ان حضرتست چنان كه در آيه كريمه لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ و امور معدوده اگر چه نقماند اما از ان حيثيت كه متضمن عبر و مواعظ و زواجراند مر اهل اعتبار را و مشتملاند بر انتقام انبيا و مؤمنان از كفار و تسلى خاطر عاطر سيد ابرار (ص) از اين جهت بنعم مسمى گشته و بدان كه محمد بن حميد اعمش روايت ميكند از صالح و او از ابن عباس كه چون پيغمبر (ص) مامور شد كه على بن ابى طالب (ع) را نصب نمايد و او را خليفه سازد و بخلقان برساند