تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩١ - سوره النجم(٥٣) آيات ٥٠ تا ٦٢
كه امامت حق او است و نيابت شايسته او آن حضرت اين حال را از قوم و اقرباى خود اخفا فرمود و اينحكايت از صناديد قريش پنهان داشت بنا بر آنكه ميدانست كه اكابر قريش و صناديد عرب از اينحال اعراض خواهند نمود و شدت حسد و عصبيت ايشان را از اذعان و تصديق اين معنى مانع خواهند شد و احتمال آن دارد كه بواسطه اين امر آسيبى بآن حضرت رسانند پس ديگر بار جبرئيل نزول فرمود و وى را اخبار نمود بعصمت و حفظ وى از آزار و ايذاى قوم و مكايد ايشان و اين آيه با تهديد آورد كه وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ چون حضرت اين بشارت بشنيد و اين تهديد استماع فرمود انديشه از هيچ چيز ننمود در ساعت على ابن ابى طالب را در غدير خم چنان كه مفصلا گذشت بخلافت و امامت تعيين فرمود و ولايت او را بر همه فرض و لازم گردانيد و بعد از نصب آن سرور و تعيين آن دينپرور جبرئيل نازل شد و اين آيه آورد كه فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى و بر تو مخفى نيست كه اين فضليت مخصوص است بشاه اوليا و اين كرامت در هيچ يك از مهاجر و انصار متحقق نيست پس از خواب غفلت و ضلالت بيدار شو و از راه انصاف منحرف مباش تا برسى بمنزل مراد كه آن رياض جنانست در يوم الميعاد و بعد ذكر نذر سالفه اشارت ميفرمايد بمنذريت حضرت رسالت (ص) بقوله هذا اين پيغمبر كه محمد است (ص) نَذِيرٌ پيغمبرى بيمكننده است مِنَ النُّذُرِ الْأُولى از جنس بيمكنندهاى نخستين يعنى هم چنان كه پيغمبران كه قبل از او انذار قوم خود ميكردندى و نيز بهمين طريقه قوم خود را انذار مىنمايد و امت خود را بهمان امر ميفرمايد كه ايشان ميفرمودند و نزد بعضى مشار اليه هذا قرآنست و مراد از نذر كتب سالفه يعنى اين قرآن بيمكننده مردمانست از جنس كتب منذره سابقه و گويند مشار اليه مخبريه مذكور است و معنى اينكه خبر دادن از هلاكت امم اولى بيمكننده است مر شما را پس بجهت تهديد ميفرمايد أَزِفَتِ الْآزِفَةُ نزديك شد ساعتى كه نزديك شونده است مراد قيامت است كه موصوفست بدنو و قرب كما قال اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ لَيْسَ لَها نيست مر آنان را يعنى مر وقت رسيدن آن را مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى كاشِفَةٌ نفسى كه ظاهر سازنده آن باشد يعنى نيست غير از او سبحانه نفسى كه كاشف و مبين آن شود كه قيامت در چه وقت قايم خواهد شد كقوله تعالى لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ زيرا كه هيچ كس اطلاع بر آن ندارد مگر حق سبحانه يا نيست كسى كه در وقت حدوث آن كشف شدايد و رفع اهوال آن نمايد از بندگان غير او سبحانه يا نيست كسى كه قادر باشد بر كشف و رفع آن وقتى كه واقع شود غير او سبحانه الا آنست كه او سبحانه رفع آن نمينمايد يا نيست الحال شخصى كه قادر باشد بر آنكه