تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦ - سوره الذاريات(٥١) آيات ٥٠ تا ٦٠
بجهت تاكيد است يا اول مرتب است بر ترك ايمان و ثانى بر اشراك يا اشعار بر آنكه كمال ايمان منوط است بعمل و عمل منتفع به نيست الا بايمان و فوز تام متفرعست بر تحقق اين دو صفت كَذلِكَ داب امم سالفه هم چنانست كه داب قوم تو يعنى هم چنان كه قوم تو تو را تكذيب ميكنند امم سابقه نيز پيغمبران خود را تكذيب ميكردند پس تفسير اين تشبيه مجمل مينمايد بقوله ما أَتَى الَّذِينَ نيامد به آنانكه بودند مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از كفار مكه مِنْ رَسُولٍ هيچ فرستاده إِلَّا قالُوا مگر كه گفتند قوم او كه او ساحِرٌ جادو است در وقتى كه معجزه بديشان مينمود أَوْ مَجْنُونٌ يا ديوانه است گاهى كه از بعث ايشان را خبر ميداد يعنى معجزه پيغمبر خود را بسحر نسبت ميكردند و قول او را بسخن ديوانه نسبت مى كردند و بدانكه جايز نيست نصب كذلك به اتى زيرا كه ما بعد ماء نافيه عمل در ما قبل خود نميكند پس اين كلام مفسر ما قبل خود باشد چنان كه باين مفسر شد أَ تَواصَوْا يا وصيت كردهاند پشينيان مر پسينيان را بِهِ بدين سخن تا همه متفق شده باشند بدين قول استفهام از براى توبيخ است و چون حقيقت تواصى از ايشان منتفى بود بجهت عدم تلاقى ايشان در زمان واحد از آن جهت از آن اضراب نموده ميفرمايد كه بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ بلكه ايشان گروهىاند نافرمانان و از حد بيرونرفتگان يعنى جامع ايشان در اينقول تواصى نيست بلكه طغيان و عناد ايشانست و چون كه طغيان ايشان را بر اينقول ميدارد فَتَوَلَ پس روى بگردان عَنْهُمْ از ايشان مراد آنست كه چون مكرر اظهار دعوت كردى بر ايشان و ايشان بجهة اصرار و عناد از آن ابا نمودند پس از مجازات ايشان اعراض نماى تا وقتى كه مامور شوى بقتال ايشان فَما أَنْتَ پس نيستى تو بِمَلُومٍ ملامتزده نزد حضرت عزت بجهت اعراض تو از ايشان بعد از تكرار ابلاغ و دعوت بقدر وسع و طاقت چه در اين صورت لوم بر ايشان است كه ترك قيول دعوت نمودند آوردهاند كه چون اين آيه نازل شد حضرت رسالت (ص) ملول شد و اصحاب غمناك گشتند كه مگر وحى منقطع نشد و نزول عذاب نزديك رسيد باز آيه آمد كه وَ ذَكِّرْ و پند ده اهل ايمان را فَإِنَّ الذِّكْرى پس بدرستى كه پند دادن تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ نفع ميرساند مؤمنان را يعنى بجهت عناد كافران و جحود اهل طغيان ترك تذكير و موعظه اهل ايمان مكن و دست از نصيحت ايشان برمدار چه موعظه و نصيحت موجب زيادتى بصيرت ايشان ميشود و سبب اكتساب طاعات و اجتناب از محرمات از مجاهد منقولست