تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢١ - سوره الطلاق(٦٥) آيات ١ تا ١٢
جواب مىفرمايد كه ساكن گردانيد زنان مطلقه را مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ از آنجا كه ساكن شدهايد من از براى تبعيض است يعنى مكانى كه بعضى از مساكن شما است و قوله مِنْ وُجْدِكُمْ عطف بيان است يعنى جاى دهد آن زنان را از وسع و طاقت و قدر توانايى خود مراد آنست كه بقدر غنا و فقر خود ايشان را مسكن دهيد پس صاحب غنا توسيع مسكن كند بر معتده و فقير بمقدار فقر خود او را جاى دهد و ببايد دانست كه باجماع فقهاء سكنى و نفقه براى مطلقه رجعيه واجبست و اما در مبتوته كه زنيست كه در عده باين باشد خلاف كردهاند اهل عراق از ابن مسعود و عمر بن خطاب روايت كردهاند كه سكنى و نفقه براى او واجبست و شافعى بر اين است كه سكنى واجبست بدون نفقه و حسن و ابو ثور گفتهاند كه هيچ كدام واجب نيست و اينقول اخير مرويست از ائمه هدى سلام اللَّه عليهم اجمعين و مجمع عليه اصحاب ما است و جمهور عامه از شعبى نقل كردهاند كه فاطمه بنت قيس در مدينه نزد من آمد و از او پرسيدم كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم درباره تو چگونه حكم كرد گفت چون زوج من مرا مطلقه ساخت بطلقه مبتوته با يكديگر مخاصمه كرديم در باب سكنى و نفقه پس بنزد وى رفتيم و رفع خصومت بر رسول صلّى اللَّه عليه و آله نموديم رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حكم نفرمود بر سكنى و نفقه و امر كرد مرا كه بخانه ابن مكتوم عده نگهدار و زهرى نيز از عبد اللَّه روايت كرده كه فاطمه بنت قيس زوجه ابى عمرو بن حفص بن مغيره مخزومى بود و ابو عمر با حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بسفر يمن رفت و فاطمه را مطلقه ساخت بطلاق سيم و عياش بن ربيعه و حارث بن هشام را تعيين كرد تا نفقه بوى دهند ايشان بفاطمه گفتند كه بخدا سوگند كه ترا نفقه نميرسد فاطمه بنزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آمد و شكايت ايشان را معروض داشت حضرت فرمود كه ترا نفقه نميرسد اگر حامله بودى ترا سكنى و نفقه ميرسيد پس فرمود كه از خانه زوج بيرون آى و در خانه ابن مكتوب كه اعمى است ساكن شو فاطمه رخوت خوت خود را برداشت و بخانه ابن مكتوم رفت و بعد از انقضاء عده پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم او را باسامة بن زيد عقد بست بعد از آن مروان بن حكم قبيصة بن ذويب را نزد فاطمه فرستاد و استفسار اين معنى كرد فاطمه گفت پيغمبر مرا از اسكان و نفقه منع فرمود مروان گفت چگونه بقول زنى عمل كنيم و حكم بعدم وجوب سكنى و نفقه كنيم بر مطلقه باينه اين خبر بفاطمه رسيد گفت حاكم ميان من و مروان قرآنست چه حق سبحانه فرمود لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَ الى قوله تعالى لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً پس گفت هذا لمن كانت له مراجعة واى امر يحدث بعد ثلث اين آيه در حق زنيست كه مراجعت با وى جايز باشد و چه امرى حادث شود بعد از سه طلاق پس حاصل معنى آنست كه زنان مطلقه رجعيه را ساكن گردانيد در منازلى كه بوده باشند پيش از طلاق وَ لا تُضآرُّوهُنَ