تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٢ - سوره التغابن(٦٤) آيات ١٠ تا ١٨
يَوْمُ التَّغابُنِ روز زيان آوردنست بر يكديگر بجهت نزول سعدا در منازل اشقيا كه در بهشت داشته باشند بر تقدير آنكه سعدا ميبودند و نزول اشقيا در منازل سعدا كه در دوزخ داشته باشند بر تقدير آنكه اشقيا مىبودند اين تهكم است بر اشقيا زيرا كه نزول ايشان در مقام سعدا غبن نيست و از حضرت رسالت (ص) پرسيدند كه ما يوم التغابن فرمودند كه
ما من عبد يدخل الجنة الا ارى مقعده من النار لو اساء ليزداد شكرا و ما من عبد يدخل النار الا ارى مقعده من الجنة لو احسن ليزداد حسرة و معنى ذلك يوم التغابن
يعنى هيچ بنده در بهشت نرود الا كه بنمايند باو جاى او را در دوزخ بر تقدير آنكه بدكار مىبود تا شكر را زياده كند و هيچ بنده در دوزخ نرود مگر كه باو بنمايند مكان او را در بهشت بر تقدير آنكه نيكوكار مىبود تا حسرت و ندامت او زياده شود پس در آن روز مؤمن مقام كافر را در بهشت ميراث گيرد و كافر را در دوزخ به مقام مؤمن در آورند و يوم التغابن باين معنى است و صاحب طبرسى آورده كه تغابن تفاعل است مشتق از غبن كه آن اخذ شر است و ترك خير يا اخذ خير و ترك شر و چون كافر ترك حظ خود كرده از آخرت و اخذ حظ نموده از دنيا پس ترك خير كرده و اخذ شروح او مغبون باشد پس در آن روز ظاهر شود غابن و مغبون و گويند كه تغابن باعتبار آنست كه هر يك از خلايق بر يكديگر غبن بينند و هر يكى بر مقدار حظ خويش حسرت و پشيمانى خورند كافر گويد چرا مسلمان نشدم كه ببهشت روم و مؤمن گويد كه چرا عبادت نكردم تا زياده ازين درجات داشته باشم پس كافر غبن خود را بيند بترك ايمان و مؤمن زيان خود را دريابد بتقصير احسان و يا تغابن بمعنى زيان جستن باشد يعنى هر يك سود خود طلبند و زيان ديگرى و بر هر تقدير لفظ تغابن در اين مقام مستعار است از تغابن تجار و ذكر ذلك و الف لام جنسى دالست بر آنكه تغابن حقيقى آن تغابن است كه در امور آخرت باشد بجهت عظم و دوام آن نه تغابن كه در امور دنيا است اگر چه عظيم باشد و بعد از ذكر تغابن بر سبيل اجمال بيان تفصيل آن ميكند بقوله وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ و هر كه بگرود بخدا و رسول وَ يَعْمَلْ صالِحاً و بكند كارى شايسته يُكَفِّرْ عَنْهُ بپوشد خداى از وى سَيِّئاتِهِ بديهاى وى را يعنى عفو نمايد آن را وَ يُدْخِلْهُ و درآورد او را جَنَّاتٍ تَجْرِي ببوستانهايى كه ميرود مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ از زير قصور يا اشجار آن جويها خالِدِينَ فِيها در حالتى كه جاويد باشند در آن أَبَداً هميشه اين تاكيد خلود است ذلِكَ آن عفو گناه و درآوردن در بهشت نزهتگاه الْفَوْزُ الْعَظِيمُ رستگارى بزرگست كه فوق آن متصور نباشد چه آن جامع جميع مصالح است از رفع مضار و جلب منافع
وَ الَّذِينَ