تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦١ - سوره الصف(٦١) آيات ١ تا ٩
بمحبت و رافة خود نوازش فرمود و ثبات قدم و رسوخ ايشان را در معركه جهاد به بنيان مرصوص تشبيه فرموده پس مراد از اين آيه آن حضرت باشد و اتباع او كه در معارك قتال و جدال اقتفا باو نموده ثابت و راسخ بودهاند نه جماعتى كه مكرر از حرب اعدا فرار نموده كوس جبانت در ميدان اهل شجاعت زده اند و علم بىحميتى و بىغيرتى در ميدان ايشان برافراشتهاند و بجهت آن بدنام دنيا و آخرت گشتهاند و بعد از حث عباد بر ثبات اقدام بر جهاد بيان مينمايد صدونت و ثبات عزيمت موسى را بر صبر نمودن در اذيت قوم خود بجهت تسلى حضرت رسالت در شكيبايى بر تكذيب امت و ميفرمايد كه وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ و ياد كن اى محمد آن را كه گفت موسى مر گروه خود را كه بنى اسرائيل بودند يا قَوْمِ اى گروه من لِمَ تُؤْذُونَنِي چرا ميرنجانيد مرا بنا شنيدن فرمان من و انكار نمودن آيات و معجزات و اظهار انتقاص و عيب من و افترا و بهتان نهادن بمن چه ايشان او را گاهى ساحر ميگفتند و زمانى او را مجنون نام مينهادند و وقتى اسناد بر (ص) وارده باو ميكردند و محلى اسم زانى بر او اطلاق ميكردند چنانچه در قصه قارون مذكور شد و زمانى نسبت قتل هارون باو ميدادند و غير آن از انواع ايذا چون گفتن اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ و فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا و عبادت گوساله كردن و طلب رويه خدا از او نمودن و قوله وَ قَدْ تَعْلَمُونَ حالست از ضمير توذوننى و ذكر قد از براى تاكيد علم و ايراد اين جمله حاليه بجهت انكار ايذاى ايشان يعنى چرا آزار مرا ميدهيد و حال آنكه بيقين ميدانيد أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ آنكه من فرستاده خدايم بجانب شما با معجزات بينه بر صحت رسالت خود و شما را شبهه نيست در صدق دعوى من و رسول بايد كه مكرم و محترم باشد پس احترام مرا مرعى داريد و فرمان مرا بجاى آريد و در طريق عناد و طغيان سلوك منمائيد ايشان بر ضلالت و جهالت خود ثابت شده سخن او را بسمع قبول اصغاء نكردند و دست از آزار و ايذاى او باز نداشتند فَلَمَّا زاغُوا پس آن هنگام كه بگشتند از قبول فرمان موسى با وجود ادله باهره بر صدق او أَزاغَ اللَّهُ بگردانيد خداى قُلُوبَهُمْ دلهاى ايشان را از استقامت يقين يعنى منع الطاف خود نمود و ايشان را در باديه خذلان فرو گذاشت تا در طريق ضلالت بماندند و بصراط مستقيم نرسيدند وَ اللَّهُ لا يَهْدِي و خداى راه راست نمينمايد با عطاى الطاف يا بمثوبت و كرامت و جنت الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ گروهى كه بيرون رفتگانند از دائره فرمان بجهت عناد و طغيان چه اين مانع الطاف هاديه است از حضرت منان بلكه تخليه ايشان ميكند و بحال خودشان واميگذارد و نظر لطف از ايشان