تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠ - سوره ق(٥٠) آيات ٣٠ تا ٣٩
الجبار قدمه عليها فيقول قط قط
خداى قدم خود را بدوزخ نهد و دوزخ پر شود و با هم آيد و متقايل گردد بس بس تا چنان شود كه جاى سوزنى نماند ظاهر آن اقتضاى تجسم و تشبه مىكند و اين مخالف نقل و عقل است پس آن را تنزيل ميبايد كرد به اينكه مراد بقدم او گروهى باشند كه علم الهى تقدم و سبقت گرفته باشد بر اصرار كفر و عدوان و فرط طغيان و عصيان ايشان و اينوجه از عبد اللَّه مبارك مرويست و از وهب بن منبه منقولست كه مراد از قدم قومىاند كه خداى ايشان را پيش از آدم خلق كرد سر ايشان چون سر كلاب و زباب و اعضاى ايشان چون اعضاى بنى آدم و ايشان همه كافر بودند و عدد ايشان جز خداى نداند و در روايتى ديگر
فيضع رجله
واقع شده و رجل هم چنانچه بمعنى عضو مخصوصست بمعنى جماعت نيز آمده كما قال صاحب الصحاح الرجل ايضا الجماعة الكثيرة و بعد از ذكر وعيد كافران و عاصيان بمؤمنان و متقيان مژده مىدهد و ميفرمايد كه وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ نزديك گردانيده شود بهشت لِلْمُتَّقِينَ براى پرهيزكاران غَيْرَ بَعِيدٍ در مكانى كه دور نباشد و مىتواند بود كه غير بعيد حال مؤكده باشد يعنى نزديك گردانيد بهشت را در حالتى كه دور نباشد و تذكير آن بنا بر حذف موصوف باشد و تقدير اينكه شيئا غير بعيد يعنى در حالتى كه بهشت چيزى باشد كه دور نباشد و يا بنا بر تاويل جنت ببستان و يا بجهة آنكه بعيد بر وزن فعيل مصدر است چون دبير و خليل و غير آن و در مصدر تذكير و تانيث مساويست و بر هر تقدير ذكر آن بجهة مبالغه است در قرب بهشت چنان كه ميگويند غريب غير بعيد و عزيز غير ذليل يعنى بر وجهى بهشت را از براى متقيان نزديك گردانند كه درجات خود را بعينها در آن مشاهده كنند و انهار جاريه و اشجار خضره و ثمار طيبه و ازواج كرام و حور و غلمان و ابنيه فاخره مزينه بدر و ياقوت و زمرد و عقيان معاينه ببينند و بعضى تفسير غير بعيد به اين وجه نمودهاند كه وعده دخول متقيان در جنان دور نيست از ايشان بلكه هر يك از اهل تقوى عنقريب داخل ميشوند در آن و نمودن منازل و نعم بهشت بپرهيزكاران قبل از دخول ايشان بجنت بجهت آنست كه تا پيش از آنكه در آن داخل شوند مسرور و خوشحال گردند و بعد از آنكه درجات عاليات خود را مشاهده كرده باشند ملائكه با ايشان گويند كه هذا اين ثواب عظيم كه جنت نعيم است ما تُوعَدُونَ آن چيزيست كه وعده داده شده بوديد در دنيا بلسان پيغمبران و ميتواند بود كه مشار اليه هذا مصدر ازلفه باشد يعنى اين نزديك گردانيدن بهشت آن چيزيست كه در دنيا بآن موعود شده بوديد و قوله لِكُلِّ أَوَّابٍ بدلست از للمتقين بتكرير حرف جر كقوله تعالى لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ و قوله هذا ما تُوعَدُونَ جملة معترضه يعنى بهشت را نزديك گردانند براى هر بنده باز گرديده از شرك بتوحيد يا از معصيت بطاعت يا از خلق بحق و از ابن