تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٣ - سوره الرحمن(٥٥) آيات ٣٠ تا ٣٩
تُكَذِّبانِ تكذيب ميكنيد و انكار آن مينمائيد سَنَفْرُغُ زود باشد كه فارغ شويم از همه امور و متجرد شويم از آن لَكُمْ براى حساب و جزاى شما و آن در روز قيامت خواهد بود كه حق سبحانه هيچ كار ديگر نكند در آن روز غير از حساب و جزاى بندگان پس مراد آنست كه چون وقت حساب در آيد هيچ كارى ديگر مشغول نشويم و در اكثر تفاسير مذكور است كه اين تهديديست مستعار از اينكه متهدد شخصى را گويد (سافرغ لك) يعنى زود باشد كه با تو پردازم و متجرد شوم از هر چه مشغول سازد مرا از تو و غير از شغل تو شغل ديگر نداشته باشم مراد توفر است بر نكاية او و صرف جميع همم در انتقام كشيدن از او چه متجرد از براى شيئى اقربست بر آن شىء و جدا و در آن بيشتر (و باى حال فراغ) اينجا به معنى اراده محاسبه و قصد مجازاتست نه فراغى كه بعد از شغل باشد زيرا كه آن از خواص ممكناتست يعنى زود باشد كه قصد جزا و حسنات شما كنيم و نزد بعضى معنى آنست كه اى معشر جن و انس پس از ترك و امهال بر كار شما اقبال خواهيم كرد و گويند كه اينهم وعيد است مر عاصيان را و هم وعد مر متقيان را يعنى زود باشد كه عقوبت و مثوبت شما كنيم أَيُّهَ الثَّقَلانِ ايد و گروه بزرگ قدر بدانكه عرب آنچه قدرى و قيمتى دارد آن را نقل گويند و لهذا حضرت رسالت (ص) فرمود كه
انى تارك فيكم الثقلين
يعنى در ميان شما دو چيز را مىگذارم كه جليل القدر و عظيم الخطراند و آن كتابست و عترة طاهره من و اينجا مراد جن و انساند كه رزين العقل و الراىاند يا عظيم الشان نسبت به حيواناتى كه ما دون آنهايند و حضرت صادق (ع) فرموده كه تسميه ايشان بثقلان باعتبار آنست كه گرانبارند بتكليف و نزد بعضى ديگر باعتبار آنست كه بباره گناه گران ماندهاند و يا بجهت احيا و موتاى ايشان زمين گرانبار شده و منه قوله تعالى وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها اى موتاها و ايراد ضمير جمع در سنفرغ لكم با آنكه مرجع آن جن و انساند باعتبار افراد آنها است فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه تهديد شما نموده به حساب تا از اعمال بد منزجر شويد و بعنوان تعظيم خطاب فرموده تا بكرم بيحد او اميدوار باشيد تُكَذِّبانِ تكذيب مينمائيد يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ اينكلام در حكم تفسير ثقلانست يعنى اى گروه پريان و آدميان إِنِ اسْتَطَعْتُمْ اگر توانيد أَنْ تَنْفُذُوا آنكه بيرون رويد مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ از كنارهاى آسمانها و زمينها تا بگريزيد از مرگ يا از عذاب فَانْفُذُوا پس بيرون رويد و فرار نمائيد لا تَنْفُذُونَ بيرون نميتوانيد شد و قادر نيستيد بر آن إِلَّا بِسُلْطانٍ مگر بتسلط و غلبه يا بقدرت من كه بشما اعطا كنم و حال آنكه شما را اين تسلط نيست و اعطاى قوت