تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٨ - سوره الحديد(٥٧) آيات ٢٠ تا ٢٩
وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ كه بمعنى خلق لكم است يعنى بيافريديم آهن را و از قطرب نقل كردهاند كه انزلنا بمعنى هيانا است مشتق از نزل كه آن طعامى است كه از براى مهمان مهيا سازند يعنى مهيا ساختيم از براى شما آهن را فِيهِ در آهن بَأْسٌ شَدِيدٌ كارزار سخت است چه آلتها كه در كارزار بكار آيد از او سازند خواه براى دفع دشمن چون سنان و شمشير و نيزه و پيكان و خنجر و امثال آن و خواه از براى حفظ نفس چون زره و خود و جوشن و غير آن و بيشتر مفسران بر آنند كه مراد باين شمشير است و در اخبار اهل البيت آمده كه مراد بآن ذو الفقار است كه براى رسول از آسمان نازل گشت و رسول آن را بامير المؤمنين (ع) داد تا با آن با دشمنان خداى قتال ميكرد و در روايتى آمده كه ذو الفقار از جمله هدايايى بود كه بلقيس پيش سليمان فرستاده بود و آن بدست منبه الحاج افتاد و در روز بدر حضرت امير المؤمنين (ع) او را بكشت و آن را برگرفت و بروايتى ديگر حضرت پيغمبر (ص) چوبى دو سر از درختى برگرفت و بامير المؤمنين داد و فرمود كه باين جهاد كن چون بدست گرفت تيغى دو سر شد و بآن جهاد ميكرد و دشمنان خدا را مىكشت حاصل كه در ضمن آهن است قتال شديد و حرب صعب با دشمنان وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ و منفعتها از براى مردمان چه قوام صناعات و حرف بآهن باز بسته است و هيچ حرفه نيست كه آهن در او دخل نداشته باشد و معظم نفع او آنست كه كفار از ترس شمشير مسلمانان هراساناند و اهل اسلام در اكثر بلاد از ايشان ايمن خلاصه معنى آنست كه حق سبحانه ارسال رسل و انزال كتب فرمود تا حق از باطل متميز گردد و ترازو فرستاد تا معاملات وزن بر نهج راستى فيصل يابد و آهن منزل ساخت تا از او اعداى دين منزجر گردند و نفع كلى بمسلمانان رسد وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ و تا بداند خداى مَنْ يَنْصُرُهُ آن كس را كه نصرت مىدهد دين او را وَ رُسُلَهُ و يارى مىكند فرستادگان او را باستعمال اسلحه در جهاد تا علم وى تعلق گيرد بحصول معلوم وى و ظاهر گردد بر او وجود مؤمنانى كه نصرت پيغمبر ميدهند و بدانكه اين كلام عطف است بر فعل محذوف كه ما قبل آن دالست بر آن چه فيه بأس كه جمله حاليه است متضمن تعليل است و ميتواند بود كه لام صله محذوف باشد و تقدير آنكه و انزل الحديد ليعلم و قوله بِالْغَيْبِ حالست از ضميرى كه مستكن است در ينصره يعنى تا علم خداى متعلق شود بوجود كسانى كه يارى او و رسولان او ميدهند در حالت غاية بودن پيغمبران يعنى در وقتى كه پيغمبران حاضر نباشند ايشان نصرت دين كنند و در يارى خدا و پيغمبران كوشش نمايند بر خلاف منافقان كه در حضور پيغمبر مددكارى مينمايند و در غيبت يار و مددكار نيستند و ميتواند بود كه معنى اين باشد كه مؤمنان يارى خدا و پيغمبران ميدهند در حالتى كه به