تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٠ - سوره الحديد(٥٧) آيات ٢٠ تا ٢٩
ترغيب ايشان نموديم در آن بوعد ثواب يا خلق آن فرموديم در قلوب ايشان وَ رَهْبانِيَّةً و طريقه رهبانيت را ابْتَدَعُوها بنو در آوردند و پيدا كردند آن را از پيش خود و رهبانية در اصل لغت بمعنى منسوب برهبانست و رهبان كسى است كه در ترسكارى و پرهيزكارى بنهايت رسيده باشد مشتق از رهب يرهب چون خشيان كه از خشى يخشى گرفتهاند پس رهبانيت بمعنى مبالغه است در خشيت و عبادة و رياضت و انقطاع از مردمان ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ فرض نكرده بوديم رهبانيت را برايشان بلكه آن را لازم نفس خود ساخته بودند هم چنان كه ناذر عبادت را لازم خود ميگرداند و سبب اين چنان بود كه بعضى از امت عيسى (ع) بعد از رفع وى دست از احكام انجيل باز داشته كافر شدند و بعضى كه بر دين عيسى مانده بودند از ميان ايشان فرار نموده بكوهها مترتب و متحصن شدند و صاحب كشاف آورده كه جبابره بعد از رفع عيسى بر مؤمنان مستولى شدند و سه بار با ايشان در مقام محاربه و مقاتله در آمدند و بسيارى از ايشان را بقتل رسانيدند و اندكى كه باقى ماندند در كوهها مترهب شدند و باخلاص تمام بعبادت او سبحانه اشتغال نمودند و مشقتهاى كلى و رياضتهاى عظيم از ترك مطعم و مشرب و لباس و نكاح لازم خود ساختند و حال اينكه اين رهبانية برايشان فرض نگشته بود إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ ليكن ايشان ابتداع و اختراع آن كردند از پيش خود بجهت طلب خشنودى خدا و صاحب طبرسى آورده كه ابتغاء بدل ضمير ما كتبناها است يعنى رهبانيت برايشان فرض نكرده بوديم و ليكن فرض نموديم برايشان طلب خوشنودى خدا را و ميتواند بود كه الا استثناء متصل باشد و رهبانية معطوف بر رافة و ابتدعوها صفت آن منصوب بر شريطه تفسير چنانچه باين مفسر شد پس معنى اين باشد كه گردانيديم در قلوب ايشان رافت و رحمت و رهبانيتى را كه مبتدع بود از نزد ايشان و مستحدث يعنى توفيق ايشان داديم در تراحم ميان يكديگر و در ابتداع و استحداث رهبانيتى كه فرض نكرده بوديم برايشان مگر كه ايشان بر سبيل ندبية نه بر وجه اختراع تبعيت آن كردند بجهت خوشنودى خداى و استحقاق ثواب و تخلص از فتن جبابره و بر طريقى التزام آن نمودند كه گوييا آن را برايشان الزام كردهايم و فرض نموده و حال آنكه برايشان مندوب بود نه مفروض عبد اللَّه مسعود روايت كند كه روزى رديف رسول خدا بودم مرا گفت كه دانى ابتداع رهبانيت ترسايان چگونه بود گفتم اللَّه و رسوله اعلم فرمود كه بعد از عيسى پيغمبر جباران و گردنكشان معاصى و فسق را آشكار كردند مؤمنان ايشان را زجر كردند منزجر نشدند و با ايشان سه مرتبه جهاد كردند تا بسيارى از اهل ايمان كشته گشتند و معدودى چند كه ماندند گفتند اگر ديگر بار قتال كنيم از ما كسى نماند تدبير آنست