تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٦ - سوره القلم(٦٨) آيات ٤٠ تا ٥٢
باشد در روز قيامت و اين آن ساعت است كه رسول (ص) از آن خبر داده و فرمود كه چون روز قيامت باشد خلايق را در عرصه محشر حاضر سازند خداى تعالى ميان ظالمان و مظلومان حكم كند تا بمرتبه كه كسى كه شير با آب آميخته باشد بوى تكليف كنند كه شير از آب جدا كن و اين تكليف بر وجه عقوبت باشد پس منادى ندا كند كه جمله خلايق بشنوند و گويند هر امتى در عقب معبود و مقتدى خود بروند پس عبده اصنام تابع خود شوند و بدوزخ روند و هم چنين هر كه غير خداى را پرستش كرده باشد از انواع كفره چون اتباع فرعون و نمرود و غير آن تابع ايشان شده روى بدوزخ آرند و يهودان را گويند كه شما كرا پرستيدهايد گويند كه عزير را كه پسر خدا است ندا آيد كه دروغ ميگويند و خدا از فرزند و زن مبرا است و از ترسايان سؤال كنند كه شما بعبادت كه قيام نمودهايد گويند عيسى كه پسر خدا است همين جواب شنوند بعد از آن حق سبحانه دو فرشته را امر نمايد كه يكى بر شكل عزير و ديگرى بر هيئات عيسى متمثل شوند و ايشان گويند اينهااند خدايان ما خداى عز و جل امر فرمايد كه اين دو فرشته جميع يهودان و ترسايان را بدوزخ برند و بمالكان سپارند و ذلك قوله تعالى لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها پس باقى مانند آنانى كه خداى را پرستيده باشند از مؤمنان و منافقان خداى تعالى خطاب كند به ايشان كه شما كرا پرستيدهايد گويند خداى بحق را امر فرمايد تا حجاب بردارند نورى از انوار عظمت او پيدا شود و نزد آن حال جمله آن مردمان را بسجده خوانند مؤمنان بسجود روند منافقان و مرائيان پشت ايشان چون چوب خشك شود و هر چند خواهند كه از براى سجده دو تا شوند نتوانند و ذلك قوله تعالى يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ و خوانده شوند مردمان بسجده كردن مر خداى را و گويند داعى ايشان به سجده شدت امر و صعوبت آن روز باشد يعنى مردمان چون آن حال مشاهده كنند بسجده افتند و نزد بعضى ديگر آنست كه ملائكه كفره و فجره را كه تارك سجود باشند در دنيا از روى توبيخ و تعنيف و تنديم و تخسير بسجده خوانند يا آنكه در وقت نزع ايشان را بنماز امر كنند و در معالم از ابو سعيد خدرى نقل كرده كه رسول (ص) فرمود كه
يكشف الرحمن عن ساقه اما المؤمنون فسيخرون سجدا و اما المنافقون فيكون ظهورهم طبقا طبقا كان فيها السفانيد
يعنى در آن روز كشف كند خداى تعالى ساق خود را اين كنايتست از ظهور فزع اكبر و شدت هول آن روز بامر او سبحانه مانند ظهور ساق بعد از تشمير يا آنكه مراد ساق عرش باشد و اضافه آن برحمن بجهة تعظيم و تهويل آن باشد و مؤيد اينست آنچه صاحب لباب از ابو موسى اشعرى نقل كرده كه پيغمبر (ص) فرمود كه حق سبحانه آن روز نور خود را از ساق عرش بنمايد و همه مؤمنان بسجده افتند و پشتهاى منافقان يك لخت