تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٨ - سوره الطلاق(٦٥) آيات ١ تا ١٢
بنزديك يكى از خلفا رفت و از او التماس عملى كرد وى گفت قرآن ميدانى گفت نه گفت برو و قرآن بياموز و بعد از آن بيا تا از براى تو عملى مقرر كنم كه ما عمل را بجز بقرآن خوان عطا نميكنيم آن مرد بطمع عمل بقرآن خواندن مشغول شد چون بدين آيه رسيد از عمل طمع بريد اتفاقا روزى بنزد خليفه رفت وى را گفت قرآن آموختى گفت آرى گفت بيا تا عملى نامزد تو كنم گفت مرا اراده هيچ عملى نمانده زيرا كه هيچ عملى به از تقوى و توكل نمىبينم چه در قرآن بآيتى رسيدم كه مرا از تو و عمل تو مستغنى ساخت گفت كدامست وى اين آيه را برخواند كه وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً الى قوله لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً آورده اند در وقتى كه حكم عده مطلقات فرود آمد يعنى آيه يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ صحابه پرسيدند يا رسول اللَّه عده زنانى كه حايض نشوند چيست آيه آمد كه وَ اللَّائِي يَئِسْنَ و آن زنانى كه نوميد گشته باشند مِنَ الْمَحِيضِ از حيض مِنْ نِسائِكُمْ از جمله زنان شما إِنِ ارْتَبْتُمْ اگر شك داريد در آنكه انقطاع دم ايشان بجهت كبر سن است يا بسبب عارض ديگر فَعِدَّتُهُنَ پس زمان عده ايشان ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ سه ماه است مراد زنانىاند كه امثال ايشان حيض بينند زيرا كه اگر در سن من لا تحيض باشند ارتياب معنى نخواهد داشت و بعضى گفتهاند كه معنى آيه آنست كه اگر شك داريد در آنكه دم ايشان حيض است يا استحاضه پس عده ايشان سه ماه است و جماعت ديگر بر اينوجه تفسير كردهاند كه اگر مرد ديد در حكم ايشان پس عده ثلاثة اشهر است و قول اول مرويست از ائمه طاهرين صلوات اللَّه عليهم اجمعين موافق مذهب اكثر فقهاى ما چه ايشان متفقاند بر آنكه ايسه و صغيره را عده نيست و از جمله اخبار اهل البيت عليهم السّلام در اين باب روايت عبد الرحمن بن حجاج است از حضرت صادق عليه السّلام كه
ثلث يتزوجن على كل حال التي لم تحض و مثلها لا تحيض
سه زنند كه در همه احوال شوهر ميتواند كرد زنى كه حايض نشده باشد و مثل آن حايض نشود من گفتم حد آن چيست فرمود
اذا اتى لهما اقل من تسع سنين
وقتى كه او را كمتر از نه سال باشد
و التي لم يدخل بها و التي قد يئست من المحيض و مثلها لا تحيض
و ديگر زنى كه مدخول بها نباشد و زنى كه از حيض مأيوس شده باشد و امثال او حيض بهبينند گفتم حد ياس كدامست گفت
اذا كان لها خمسون سنة
هر گاه او به پنجاه سال رسيده باشد پس بنا بر اين عده مذكوره كه آن سه ماه است مر زنى را باشد كه در سن من تحيض باشد و بسبب عارضى از مرض يا رضاع يا غير آن حيض از آن منقطع شده باشد خواه كه شك در سن آن شده باشد يا در سبب انقطاع و هو المراد بقوله ان ارتبتم يا اصلا شك نباشد بلكه قطع بارتفاع آن و جزم بسبب آن حاصل شده باشد