تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٠ - سوره المنافقون(٦٣) آيات ١ تا ١١
آنست كه انك لرسول اللَّه كه قول ايشانست كذب باشد و شبهه نيست در آنكه آيه دالست بر آنكه حقيقت ايمان بقلب است و مشعر بر آنكه هر كه چيزى گويد كه اعتقاد خلاف آن داشته باشد كاذبست اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ فرا گرفتند آن منافقان سوگند خود را كه بدروغ ميخورند يا شهادت خود را كه جارى مجراى حلفست در تاكيد جُنَّةً سپرى يعنى آن را وقايه خود ساختند تا بسبب آن از قتل و سبى ايمن باشند مانند اهل حرب كه سپر را آلت حفظ خود ميسازند فَصَدُّوا پس باز مىدارند مردم عوام را بالقاى شبهات باطله و كلمات واهيه عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ از اتباع راه حق كه طريق اسلامست هم چنان كه فعل مبتدعه است و ميتواند بود كه صدوا از صدود مشتق باشد نه از صد كه متعديست و معنى اينكه باز مىايستند از دين خداى أَيْمانَهُمْ بدرستى كه ايشان ساءَ بد عمليست ما كانُوا يَعْمَلُونَ آنچه هستند كه ميكنند از اظهار ايمان و ابطان خلاف آن و از صد مردمان از ايمان يا صدود خودشان از تصديق و اذعان و در ساء معنى تعجب است كه آن تعظيم امر ايشانست نزد سامعان ذلِكَ اين قول ايشان كه شاهد است بر بدن اعمال ايشان يا اين حال مذكوره از نفاق و كذب و استجنان بايمان بِأَنَّهُمْ آمَنُوا بسبب آنست كه ايشان گرويدند بزبان يعنى بكلمه شهادتين ناطق شدند و خود را در ذى اهل اسلام بمسلمانان نمودند ثُمَّ كَفَرُوا پس نگرويدند بدل يعنى بعد از آن ظاهر شد كفر ايشان و مبين گشت نفاق ايشان از اقوال ايشان مثل اينكه ميگفتند ان كان ما يقول محمد حقا فنحن خمير و مانند قول ايشان در غزوه تبوك أ يطمع هذا الرجل ان يفتح له قصور كسرى و قيصرى هيهات و مثل اينست قوله تعالى يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ يعنى ظاهر شد كفر ايشان بعد از قبول كردن اسلام و قوله تعالى لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ و دور نيست كه معنى آيه اين باشد كه گفتند در ظاهر با مؤمنان كه از شمائيم و در خلوت با رؤساى خود گفتند كه در كفر خود راسخيم و به مسلمانان استهزا ميكنيم كقوله تعالى وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ و احتمال آن دارد كه مراد اهل رده و منافقان باشند و معنى اينكه ايمان آوردند وقتى كه آيتى مشاهده كردند پس كافر شدند در حينى كه استماع شبهه باطله كردند از رؤساى خود فَطُبِعَ پس مهر نهاده شده عَلى قُلُوبِهِمْ بر دلهاى ايشان تا بسبب اين علامت ملائكه ايشان را از اهل ايمان امتياز كنند يا