تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦٣ - سوره الطور(٥٢) آيات ٤٠ تا ٤٩
دُونَ ذلِكَ عذابى غير از عذاب روز آخرت يعنى با وجود عذاب آخرت عذابى ديگر ايشان را هست كه آن عذاب قبر است يا مؤاخذه ايشان در دنيا بقتل در روز بدر يا بقحط در مدت هفت سال يا جميع مصايب دنيا اين كلام نيز محتمل عموم و خصوص است وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ و ليكن بيشترين كفار لا يَعْلَمُونَ نميدانند وقوع آن عذاب را و از آن خبر ندارند وَ اصْبِرْ و شكيبايى كن اى محمد (ص) لِحُكْمِ رَبِّكَ مر حكم پروردگار خود را درباره ايشان و تو كه آن امهال ايشان است و ابقاى تو در مشقت كشيدن ايشان فَإِنَّكَ پس بدرستى كه تو بِأَعْيُنِنا بغير عنايت و نگهداشت مايى اينكلمه در موضع مرئى مستعمل است يعنى بحيثيتى هستى كه ما ترا مىبينيم و هيچ چيز از احوال تو بر ما پوشيده و پنهان نيست پس بنظر لطف و عنايت محافظت تو ميكنيم از مكر و ضرر اهل شر نسبت بتو ايراد عين بصورت جمع بواسطه آنست كه ضمير متكلم بصيغه جمع واقع شده و يا بجهت مبالغه بكثرت اسباب حفظ وَ سَبِّحْ و تسبيح كن و بپاكيزگى خداى خود را ياد كن بِحَمْدِ رَبِّكَ در حالتى كه آن مقترن باشد بحمد پروردگار تو مراد از تسبيح و تحميد نماز است از قبيل تسميه شيئى باسم جزء يعنى نماز گذار حِينَ تَقُومُ هنگامى كه برخيزى از خواب و آن نماز صبح است و گويند كه مراد آنست كه بكوى
سبحانك اللهم و بحمدك يا سبحانك اللهم و بحمدك لا اله الا انت يا سبحانك اللهم و بحمدك لا اله الا انت اغفر لى و تب على خطايى
در زمانى كه برخيزى از مجلس خود و در خبر آمده كه هر كه در وقت برخواستن از مجلس بگويد كه
سبحانك اللهم و بحمدك اشهد ان لا اله الا انت استغفرك و اتوب اليك
كفاره هر لغو و لهوى باشد كه در آن مجلس واقع شده باشد و اگر مجلس خير بوده خير برو زياده گردد و هر كه در آن مجلس بوده باشد آمرزيده گردد ببركات اين كلمات و گويند كه مراد آنست كه چون بنماز برخيزى بگوى كه
سبحانك اللهم و بحمدك و تبارك اسمك و تعالى جدك و لا اله غيرك
و از كلبى مرويست كه مراد آنست كه چون بنماز برخيزى تسبيح و تحميد كن تا آنكه بنماز مشغول شوى و نزد بعضى مراد قيام است از قيلوله بنماز ظهر يعنى هر گاه از خواب چاشت برخيزى بنماز پيشين اقدام نماى از ابن عباس و حسن منقولست كه مراد دو ركعت نافله صبح است بعد از برخواستن از خواب وَ مِنَ اللَّيْلِ و در بعضى از شب فَسَبِّحْهُ پس نماز گذار خداى را مراد نماز شام و خفتن است و گويند مراد نافله ليليه است و شبهه نيست در آنكه صلوة ليليه از ريا دورتر و بر نفس دشوارتر است و لهذا آن را بذكر ممتاز ساخت و مقدم