تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٢ - سوره التحريم(٦٦) آيات ١ تا ١٢
و از ابن مسعود و ابن عباس مرويست كه آن يمين است و اصحاب ما گفتهاند كه هيچ چيز لازم نميشود و وجود و عدم او يكسانست و اينكه حق سبحانه ايجاب كفاره كرده بجهت آنست كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سوگند خورده بود كه با ماريه مقاربت نكند يا شربت عسل ننوشد پس تعيين كفاره فرمود تا مكفر يمين او باشد و بسبب اين عود نمايد باستباحه آنچه بر خود حرام كرده بود و نيز تنبيه است بر اينكه تحريم حاصل نميشود مگر بنهى او سبحانه و بمجرد اينكه شخصى چيزى مباح را بر نفس خود حرام سازد حرام نميشود مگر كه سوگند خورد بر ترك آن و اجماع فقهاى ما بر اينست انتهى كلامه و در كتب فقهيه مسطور است كه در اينصورت اگر نيز سوگند خورند بر مباح و اولى كه مخالف آن باشد در دين يا در دنيا و بعد از آن اتيان نمايند بر مخالف آن موجب كفاره و اثم نميشود و ماخذ اين قول حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است كه
من خلف على يمين فرآها خيرا منها فليات الذى هو خير
و عبد الرحمن بن سمره نيز روايت كند كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مرا گفت كه
اذا حلفت على اليمين فرأيت غيرها خيرا منها فات الذى هو خير
پس بنا بر قول كسانى كه آن حضرت (ص) عتق رقبه نمود بر سبيل ندب بوده باشد نه وجوب و نيز تقديم تكفير بر مراجعت در روايت مقاتل دالست بر عدم وجوب آن زيرا كه باجماع وجوب تكفير بعد از حنث است نه قبل از آن و بعد از رخصت مراجعت حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بماريه بيان اسرار آن حضرت ميكند بحفصه ميفرمايد كه وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُ و ياد كنيد اى مؤمنان چون راز گفت پيغمبر عاليشان إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ بسوى بعضى از زنان خود يعنى حفصه حَدِيثاً سخنى را كه تحريم ماريه است و حكومات أبا بكر و عمر بعد از او فَلَمَّا نَبَّأَتْ پس آن هنگام كه خبر كرد حفصه عايشه را بِهِ بآن حديث وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ و آشكارا گردانيد خداى پيغمبر را بر لسان جبرئيل و او را مطلع ساخت عَلَيْهِ بر آن حديث يعنى بر افشاى آن عَرَّفَ شناسا گردانيد پيغمبر (ص) بَعْضَهُ برخى از آن حديث را بحفصه و خبر داد او را از افشاى بعضى از آن كه آن تحريم ماريه است يعنى باو گفت كه قصه تحريم ماريه را كه باسرار آن امر نموده بودم تو افشاى آن نمودى وَ أَعْرَضَ و اعراض كرد رسول عَنْ بَعْضٍ از بعضى ديگر يعنى حكومت عمر خطاب و تعريف افشاى آن نكرد چه غرض اصلى از تعريف افشاى ذكر خيانت حفصه بود و آن از تعريف افشاى بعضى حاصل ميشود پس از اينجهت حضرت رسالت (ص) استقصاى آن نفرمود و از روى حلم و كرم تمام آن را بروى وى در نياورد با آنكه حق سبحانه اعلام وى كرده بود كه حفصه جميع سخنان سرى ترا اظهار كرده بقرينه ذكر اعرض چه اعراض از شيئى فرع معرفت است بآن و سخن