تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٩ - سوره الحشر(٥٩) آيات ١ تا ٩
كه بيرون روند بنى النظير از مدينه بجهت بسيارى عدد و عدد و شجاعت و شوكت ايشان وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ و گمان بردند آنان كه ايشان مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ منع كننده است و بازدارنده ايشان را حصارهاى استوار ايشان يعنى گمان ايشان آن بود كه حصارهاى ايشان باز خواهد داشت ايشان را مِنَ اللَّهِ از عذاب خدا اصل اين كلام چنين است كه ان حصونهم تمتعهم و تغيير اين نظم كه تقديم خبر است و اسناد جمله ضمير هم بجهت دلالتست بر فرط وثوق ايشان بحصانت حصون و اعتقاد ايشان در آنكه نفسهاى ايشان در نهايت عزت و منعة است بسبب آن حصون و اصلا بخواطر ايشان نميگذشت كه ايشان مخذول و مقهور گردند فَأَتاهُمُ اللَّهُ پس بيامد بايشان عذاب خداى مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا از آنجا كه گمان نميبردند و تصور آن نميكردند بجهت قوت وثاقة و محكمى حصون وَ قَذَفَ و بيفكند خداى تعالى فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ در دلهاى ايشان ترس و بيم را بسبب كشته شدن كعب كه پيشواى ايشان بود و بجهت آن دل ايشان بر جلا نهاده يَخْرُجُوا خراب ميكردند بُيُوتَهُمْ خوانهاى خود را بِأَيْدِيهِمْ بدستهاى خود بجهت ضنت آن بر مسلمانان وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ و بدستهاى مؤمنان يعنى ايشان بواطن آن را خراب ميگردند و مؤمنان ظواهر آن را و باعث بر تخريب ايشان يا احتياج ايشان بود بخشب و احجار تابان افواه ازقة يعنى كوچهها را كه موضع هجوم مؤمنان بود برايشان مسدود سازند و يا بجهت آنكه بعد از جلا متحسر نشوند بر بقاى آن مساكن يا منشأ آن بردن خشب حيده و اسباب و ادوات آن بود بهمراه خود و اما داعى مؤمنان بر تخريب ازاله متحصن و متمتع ايشان بود و اتساع محال حرب براى خود و از ابن عباس روايتست كه مسلمانان از بيرون سوراخها ميكردند تا اندرون روند و اموال ايشان را غنيمت گيرند و ايشان از اندرون ديوارها ميشكافتند و بيرون ميرفتند و ميگريختند و سبب عطف ايدى المؤمنين بر ايديهم آنست كه تخريب مؤمنين مسبب بود از تخريب ايشان پس گوييا ايشان اهل ايمان را بر تخريب آن ميداشتند و گويند اخراب بمعنى معطل گردانيدن و خراب واگذاشتن است و بر هر تقدير اين جمله حاليه است يا تفسير رعب و مرويست كه يهودان چون دل بر جلا نهادند و دانستند كه منازل ايشان بدست مؤمنان مىافتد خانها مىكندند و هر چه ايشان را خوش مىآمد از درها و چوبها و سنگهاى تراشيده از محل خود بركنده ميخواستند كه با خود ببرند پس ششصد شتر بار كرده خود را برآراستند و اظهار جلادت نموده لافها مىزدند و سرودگويان از بازار مدينه بگذشتند و بولايت شام رفتند فَاعْتَبِرُوا پس عبرت