تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٥ - سوره النجم(٥٣) آيات ١٠ تا ١٩
جنة الخلد است كه در آسمان هفتم است و نزد بعضى در آسمان ششم و از جبائى و قتاده مرويست كه آن مأوى آدم عليه السّلام بود و مقر ارواح شهدا آنجا باشد و عطا از ابن عباس نقل كرده كه آن جاى جبرئيل و ساير ملائكه است و اصح اقوال آنست كه آن ماوى جميع اهل تنوى و صلاحست القصه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در آن شب جبرئيل را براى العين بديد يا خداى را بعين يقين مشاهده فرمود إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ آن هنگام كه پوشيده بود سدره را ما يَغْشى آنچه پوشيده بود آن را اين اشارتست بتعظيم و تكثير غاشى بر وجهى كه بهيچ وصفى و نعتى بكنه آن نميتوان رسيد و احصاى آن نميتوان كرد و گويند كه مراد بآن بدايع عجيبه و غرايب بديعهاند كه دلالت تمام دارند بر كمال قدرت و علم او سبحانه يا جمعى كثير از ملائكه كه بر آن درخت جمع شده بودند و بعبادت او سبحانه مشغول بودند و از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مرويست كه
رايت على كل ورقة من اوراقها ملكا قائما يسبح للَّه
ديدم از هر ورقى از اوراق آن فرشته ايستاده كه تسبيح او سبحانه ميكرد و بروايتى ديگر بهر برگى از برگهاى آن صد هزار هزار فرشته تسبيح خدا ميكردند و مرويست از ابو هريره كه پوشاننده آن درخت نور كبريا است و آن درخت بواسطه آن نور بر وجهى با حسن و با نضارت و با طراوتست كه جميع وصافان عالم از وصف آن عاجز بودند و گفتهاند كه بر حوالى آن فرشتگان مانند پروانههاى زرين طيران ميكنند و اينكه از آن حضرت روايت كردهاند كه
يغشيها رفرف من طير خضر
اشارت باينست و از ابن مسعود نقلست كه يغشيها فراش من ذهب يعنى فرشهاى طلا آن را پوشانيدهاند و آن حضرت (ص) با وجود مشاهده اين همه عجايبات و غرايبات ملكوت بجهة حسن ادب و علو همت پرتو التفات پر هيچ ذره از ذرات آن نيفكند و ديده دل جز بمشاهده جمال الهى نگشود كما قال جل ذكره ما زاغَ الْبَصَرُ ميل نكرد ديده دل محمد يعنى بطريق تعلق بچپ و راست نگاه نكرد بلكه در حد استيقان خود در مشاهده جمال كبريايى مستقيم و ثابتقدم بود وَ ما طَغى و در نگذشت از حدى كه مامور بود بآن يعنى تجاوز ننمود از موضعى كه مامور بود برسيدن بآن بلكه در نهايت وصول آن قرار گرفته قدم از آن پيشتر ننهاد و گويند كه معنى آنست كه عدول نكرد از رؤية عجايبى كه بديدن آن مامور بود و تجاوز ننمود از آن يعنى زياده از آنچه مامور شده بود بديدن آن مد بصر ننمود لَقَدْ رَأى بخدا كه ديد محمد در شب معراج مِنْ آياتِ رَبِّهِ از نشانهاى قدرت پروردگار خود الْكُبْرى نشانهاى بزرگتر را كه دال بودند بر كمال قدرت حضرت عزت و ميتواند كه الكبرى صفت آيات مذكوره باشد و مفعول راى محذوف و تقدير اينكه راى من شيئا آيات ربه