تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٠ - سوره المجادلة(٥٨) آيات ١ تا ٩
است خداى اين بيان يا تعليم احكام را تا تصديق كنيد شما بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ بخدا و فرستاده او در قبول شرايع وى و رفض آنچه بر آن بوديد در زمان جاهليت خود وَ تِلْكَ و اين حكمها حُدُودُ اللَّهِ حدهاى خداست كه از آن در نتوان گذشت وَ لِلْكافِرِينَ و مر ناگرويدگان را اگر قبول حدود الهى نكنند عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى دردناكست در آخرت اين نظير قول او سبحانه است كه وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ آوردهاند كه بعد از نزول اين آيات حضرت رسالت (ص) اوس را مخير ساخت ميان طلاق و امساك وى شق ثانى را اختيار كرد رسول (ص) فرمود كه بجهة كفاره آن رقبه آزاد كن گفت غير از اين رقبه رقبه ندارم و اشاره بخود كرد رسول فرمود رقبه بخر گفت يا رسول اللَّه مال من اندك است و رقبه گرانبها فرمود كه توانى دو ماه پيوسته روزه بدارى گفت طاقت آن ندارم زيرا كه اگر من روزى دو بار طعام نخورم رنجور ميشوم و چشمم تاريك ميگردد فرمود كه توانى شصت مسكين را طعام بدهى گفت لا و اللَّه در اين ديار هيچكس را درويشتر از خود نميبينم پس از مال زكاة پانزده صاع بوى داد و باو امر كرد كه باهل استحقاق رساند و روايتى ديگر آنست كه چون رسول فرمود كه شصت مسكين را طعام بده گفت من استطاعت اين ندارم مگر گاهى مرا بر اين يارى دهى رسول فرمود كه پانزده صاع بتو دهم و دعا كنم تا خداى بدان بركت دهد چون پانزده صاع بوى داد گفت يا رسول اللَّه فقر و فاقه من بيش از آن جماعت است كه اين را بايشان رفع خواهم كرد رسول تبسم فرمود و او را امر كرد به استغفار و بعد از آن ايشان را بهم مواصلت داد اين كلام دالست بر آنكه در حين عجز از كفاره استغفار كافيست از براى عود و مؤيد اين موثقه اسحاق بن عمار است از صادق (ع) كه اگر مظاهر عاجز شود از كفاره كافيست كه او استغفار كند از براى حلية وطى و بعضى از اصحاب ما بر آنند كه اگر از طعام شصت مسكين عاجز شود هيجده روز روزه بدارد و جماعتى ديگر از ايشان تقديم روزه هيجده روز ميكنند بر اطعام و اكتفاء مىكنند بآن از اطعام دادن و اولى آنست كه با عجز از خصال منصوصه انتقال نمايد باستغفار و حق سبحانه بعد از بيان حدود ظهار انذار ميفرمايد كسانى را كه از حدود شريعت تعدى مينمايند بقوله إِنَّ الَّذِينَ بدرستى كه آنان كه يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ شقاق و خلاف ميكنند با خدا و رسول او و او امر و نواهى ايشان را بيك حد نهاده اختيار حدودى ميكنند كه غير حدود ايشان باشد كُبِتُوا نگونسار و خوار كرده شوند كَما كُبِتَ الَّذِينَ هم چنان كه ذليل و خوار گردانيده شدند آنان كه مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از ايشان بودند از كفار يعنى هم چنان كه كفار امم ماضيه كه اعداى رسل بودند هلاك گردانيده