تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٥ - سوره الحديد(٥٧) آيات ١ تا ٩
در اوست از ادله داله بر وحدانيت او و بر صفات جلال و نعوت كمال او كه بآن از جميع خلق مباين گشته و از حجج باهره بر عدم مشابهه او بخلق و بدانكه ذكر تسبيح در اينجا و در حشر وصف بصورت ماضى و در جمعه و تغابن بصيغه مضارع اشعار است بآنكه از شان آنچه مسند اليه است بتسبيح آن است كه در جمع اوقات و ازمان تسبيح مقارن آنست و باختلاف حالات و تعاقب آيات مختلف و متخلف نميشود يعنى تسبيح او سبحانه در جميع ازمنه و دهور از ماضى و حال و استقبال ثابتست و ذكر آن بصيغه مصدر در سوره بنى اسرائيل ابلغست از اينمعنى زيرا كه بسبب اطلاق مشعر است بر استحقاق تسبيح از هر چيزى و در هر حالى و تعديه آن بلام بآنكه متعدى بنفسه است چون سبحته عن السوء كه منقولست از سبح بمعنى ذهب و بعد اشعار است بآنكه اين فعل از براى او سبحانه است و خالصا لوجه و اين مثل نصحت له است در نصحته و گويند كه ما در اينمقام بمعنى من است هم چنان كه ابو زيد از اهل حجاز نقلكرده كه ايشان در وقت استماع وعيد ميگفتند سبحان ما سبحت له پس بنا بر اين مراد به مسبحان سماوات و ارض ذوى العقول باشند از ملائكه و جن و انس و معنى آيه اينكه تنزيه كرد يا نماز گذارد مر خداى را هر كه در آسمانها است از فرشتگان و هر كه در زمين است از مؤمنان جن و انس وَ هُوَ الْعَزِيزُ در حالتى كه او غالبست در هر چه خواهد الْحَكِيمُ دانا بوجوه صواب بهرچه فرمايد اينكلام اشعار است بآنچه مبدء تسبيح و تنزيه است و از اين قبيل است قوله تعالى لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مر او راست پادشاهى آسمانها و زمين چه او سبحانه موجد آنست و متصرف در آن و همه در قبضه قدرت اوست و هيچكس را نميرسد كه دعوى خالقيت آن كند يا منع او نمايد در تصرف و اگر چه پادشاه عظيم القدر جليل الشان باشد يُحْيِي زنده مىگرداند اموات را براى بعث وَ يُمِيتُ و ميميراند احيا را در دنيا يا احياى اموات ميكند در دنيا يعنى نطفه را كه جماد است حيوان ميسازد و اماته احيا مىنمايد نزد انقضاى آجال بر وفق مصلحة و حكمت اين استيناف است با خبر مبتداى محذوف يعنى هو يحيى يا آنكه حال باشد از ضمير مجرور له و جار عامل او و معنى آنكه مر او را ثابتست پادشاهى آسمان و زمين در حالتى كه زنده ميگرداند و مىميراند وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ و او بر همه چيزها قَدِيرٌ تمام القدرتست يعنى قدرت تمام دارد بر معدومات بايجاد و انشا و بر موجودات بتغير و افنا و بر افعال عباد و مقدورات ايشان بقدرت دادن بر آن و سلب قدرت نمودن از آن حاصل كه هر چه خواهد كند از اماته و غير آن هُوَ الْأَوَّلُ او است پيش از جميع موجودات و لهذا پديد