تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٧ - سوره القلم(٦٨) آيات ١٠ تا ١٩
جواظ كدامست فرمود
جماع مناع
بسيار جمع كننده اموال و منع نماينده آن از مردمان در جميع احوال گفتم جعظرى كدام است فرمود
الفظ الغليظ
بد خوى سختدل گفتم عتل زنيم چه كس باشد فرمود
كل رجب الجوف سيئ الخلق اكول شروب غشوم ظلوم
شكم فراخ بد خلق بسيار خورند بسيار آشامنده جفاكار ستمپيشه دور نيست كه تفسير زنيم به سيئ الخلق و غشوم و ظلوم از قبيل تفسير شيئى باشد بلازم چه اين صفات در اغلب احوال از لوازم ولد الزنا است و غريب بروايت مذكوره است آنچه شهر بن حوشب از رسول (ص) روايت كرده كه
العتل الزنيم هو الشديد الخلق المصحح الاكول الشروب الواجد للطعام و الشراب الظلوم للناس الرحيب الجوف
عتل زنيم آن كسى است كه بدنى قوى و صحيح داشته باشد و بسيار خورنده و آشامنده آنچه بيابد از طعام و شراب و بسيار ستمكار بر مردم و فراخ شكم ملخص معنى آيه آنست كه وليد جامع صفات ذميمه و اوصاف خبيثه است و قوله أَنْ كانَ علت لا تطع است و حرف علت محذوف اى لا تطع لان كان و معنى اينكه فرمان مبر امثال اينكس را كه متصف بصفات مذكوره است بجهة آنكه هست ذا مالٍ خداوند مال وَ بَنِينَ و خداوند بنين يعنى بايد كه كثرت مال و بنين او ترا بر اطاعت او ندارد و بكر همزه استفهام خوانده بر سبيل انكار اى أ إن كان كه بمعنى لان كان است يعنى آيا براى آنكه او صاحب مال و پسرانست تو اطاعت او خواهى كرد و اكثر مفسران بر آنند كه اينكلام متعلق است بجواب شرط فى قوله تعالى إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ يعنى بجهة آنكه مستظهر است باموال و بنين و مغرور بآن چون خوانده شود بر او آيتهاى كلام ما گويد كه اينها افسانهاى پيشينيان است و هيچ اصلى و اعتبارى ندارد لكن در اينصورت عامل در او مدلول قال است نه قال زيرا كه ما بعد شرط عمل در ما قبل نميكند و مدلول آن كذب بآياتنا است چه جمله جزائيه در معنى او تكذيب است و حقيقة معنى اينست كه وليد بجهة غرور او بكثرت مال و منال و اولاد تكذيب كرد آيات ما را و آن را بكذب نسبت داد سَنَسِمُهُ زود باشد كه نشان كنيم او را بداغ عَلَى الْخُرْطُومِ بر بينى كه اشرف و اظهر اعضا است اين كنايتست از نهايت اذلال و اخزاى او يعنى بر وجهى او را خوار و رسوا سازيم در ميان عالميان كه آن بر هيچكس پوشيده و پنهان نباشد هم چنان كه وقوع داغ بر بينى كه موجب مذلت و خواريست و آن را به هيچ وجه نميتوان پوشيد و در كشاف آورده كه وجه اكرم موضعست در بدن و انف اكرم