تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٢ - سوره الرحمن(٥٥) آيات ٣٠ تا ٣٩
و شصت بار در آن لوح نظر كند و در آن نظر كارهاى خلايق سازد پس داعى را دعا اجابت كند وسايل را عطا دهد و درمانده را نجات بخشد و غمگين را فرحان سازد و مريض را صحت دهد و قومى را توفيق توبه دهد و گروهى را بيامرزد و در خبر است كه در هر روز سه لشگر از سه جاى برانگيزد و بسه موضع فرود آورد گروهى را از اصلاب پدران بارحام مادران فرستد و جماعتى را از رحمهاى مادران بپشت زمين فرود آورد و بعضى ديگر را از پشت زمين بشكم زمين رساند پس در روز قيامت همه بر نزد وى مجتمع شوند و هر يك را فراخور كردار جزا دهد از بعضى اكابر منقولست كه شان او ايصال منافع است بتو و دفع مضار از تو پس تو غافل مشو از اطاعت كسى كه غافل نيست از نيكويى كردن در حق تو در كشاف آورده كه يكى از ملوك معنى اين آيه را از وزير خود پرسيد گفت ايها الملك مرا يك روز مهلت ده تا بيان آن كنم گفت چنين باشد پس وزير متفكر و دلتنگ بخانه آمد و در ميان غلامان او غلامى سياه بود چون خواجه را دلتنگ يافت گفت اى مولاى چه چيز ترا غمگين و متفكر ساخت خواجه از او اعراض كرد و جواب نگفت غلام گفت اى مولاى شايد كه باعث فرح تو من باشم و گره اندوه تو را من گشايم خواجه حال خود را بيان كرد غلام گفت برو و ملك را بگو كه مرا غلاميست كه تفسير اين آيه نيكو ميداند خواجه نزد ملك آمد و اينصورت را معروض داشت ملك باحضار غلام امر فرمود و از او پرسيد كه خداى هر روز در چه كار است گفت اى ملك شان خدا آنست كه يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ و يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِ و يشفى سقيما و يسقم سليما و يغفر غنيا و يغنى فقير او يذل عزيز او يعز ذليلا ملك گفت چنين است احسنت نيكو گفتى پس فرمود كه تا رخت خواجه را از بدن او خلع كنند و در غلام او پوشند و او را منصب وزارت دهند غلام گفت ايها الملك هذا من شان ربنا و اين آيه منافات ندارد بحديث نبوى (ص) كه
ان القلم جف بما هو كاين الى يوم القيمة
و تحقيق اين در سورة النجم سمت تحرير يافته و صاحب كشاف از ابن عيينه نقل كرده كه اول روزگار تا آخر آن نزديك خداى دو روز است يك روز مدت دنيا است و شان او در آن روز امر است و نهى و اعطا و منع و خلق و رزق و اماته و احيا و اعز از اذل و اذلال اعز و روز دوم مدت آخرتست و شان او در آن روز حسابست و سؤال و عقاب و ثواب و نزد اهل تحقيق يوم بمعنى آنست و لهذا صاحب بحر الحقايق آورده كه مراد بشان تجلى حقست در هر آنى بحسب متجلى كه مناسب استعداد او باشد و تجليات ربانى را خود غايت و نهايت نيست
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما پس بكدام يك از نعمتهاى پروردگار خود از اخراج شما از كتم عدم حينا بعد حين و از قبول توبه و اجابت دعا و آمرزش گناه و افاضه روزى