تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨١ - سوره الحديد(٥٧) آيات ٢٠ تا ٢٩
است بكفار زيرا كه تركيب مشعر باختصاص است و صحبت دال بر ملازمت بحسب عرف
و بعد از بيان حال فريقين در نشئه آخرت تحقير دنيا ميكند بجهت تزهيد مؤمنان از آن و تنفير ايشان از مغرور شدن بلذات آن كه موجب حرمانست از فوز بدرجات عاليه آن جهان و ميفرمايد كه اعْلَمُوا بدانيد اى طالبان دنيا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا جز اين نيست كه زندگانى اين سراى لَعِبٌ بازيچهايست و تعب و رنج در طلب متاع آن بيفايده مانند ملاعب و متاعب اطفال كه فايده بدان مترتب نميشود وَ لَهْوٌ و مشغوليست كه بسبب اشتغال شما بآن باز ميمانيد از مراتب عظيمه اخرويه وَ زِينَةٌ و آرايشى است در مطاعم خوشگوار و ملابس نيكو و منازل دلكش و مراكب را هوار و غير آن وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ و مفاخرت كردنست در ميان يكديگر بسبب نسب عالى و جاه و منازل وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ و مباهات نمودن در كثرت مالها و عدد آن وَ الْأَوْلادِ و بسيارى فرزندان از ابن عباس منقولست كه جميع اموال غير حلال تكاثر است و تطاول بر اولياى خدا بمال و ولد و خدم و تفاخر و بعضى از اكابر در صفت دنيا گفتهاند كه الدنيا لعب كلعب الصبيان و لهو كلهو الفتيان و زينة كزينة النسوان و تفاخر كتفاخر الاقران و تكاثر كتكاثر الدهقان و بر هيچ عاقلى مخفى نيست كه اين بازى باندك زمانى بر طرف شود و لهو و فرح بغم و ترح مبدل گردد و زينتهاى آن از هم فروريزد و تفاخر و تكاثر او چون شراره آتش نابود شود امير المؤمنين (ع) عمار ياسر را گفت اى عمار براى دنيا غم مخور كه جمله لذات دنيا شش است مطعوم و مشروب و ملبوس و منكوح و مركوب و مشموم شريفترين مطعومات عسل است كه آن لعاب مكس است و بهترين مشروبات آبست و جمله حيوانات در آن مساويست و نيكوترين مشمومات مشك است و آن خون آهو است و زيباترين مركوبات اسب است و راكب آن در مظنه هلاكت است و نفيسترين ملبوسات ديبا است و آن تنيده كرم است و معظم فوايد منكوحات مواقعه است و آن ادخال مجراى بولست در مجراى بول ديگر و چون معظم لذات دنيا مبتنى بر اين امور خسيسه دنيه است پس معلوم است كه قدر و خطر او تا كى باشد در خبر است كه روزى رسول اللَّه (ص) با جمعى از صحابه بر بزغاله مرده بگذشت ديد كه متورم و متعفن شده و در كنار راه افتاده فرمود كه كيست كه اين را بدرمى بخرد گفتند يا رسول اللَّه (ص) او در زندگى بيكدرم نمىارزيد اكنون كه مرده و گنديده و آماسيده كه او را بدرمى مىخرد فرمود كه بخدا سوگند كه دنيا نزد حقتعالى حقيرتر از اين بزغاله است امير المؤمنين (ع) را گفتند كه ما را صفت دنيا كن فرمود كه الدنيا اوله بكاء و اوسطه عناء و اخره فناء اولش گريه است و ميانش غم و اندوه و آخرش فنا ثابت بن سعيد گفته كه دنيا چون عقربيست كه در دنبال او جز زهر نيست بهر كه رسد بزند و بگرياند