تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٠ - سوره الصف(٦١) آيات ١ تا ٩
دادند و بعد از آن وفا نكردند آنست كه حق سبحانه در عقب اين فرمود إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ دوست ميدارد آنان را كه كارزار ميكنند فِي سَبِيلِهِ در راه خداى صَفًّا اين مصدر است بمعنى فاعل اى صافين و ايراد آن در مورد صفت بجهت مبالغه است و نصب آن بر حاليه است از ضمير يقاتلون يعنى خداى دوست ميدارد جهادكنندگان را در حالتى كه صفت زدهاند در برابر اعدا و ميتواند بود كه منصوب بر مصدريت باشد و تقدير اينكه يصفون صفا يعنى صف زدهاند در معركه جهاد صف زدنى و قوله كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ حالست از ضميرى كه مستكن است در صفا يعنى صف زدگانند بر حالتى كه گوييا ايشان بناهايند ازار زير ريخته شده اين كنايت است از استحكام و ثبات اقدام ايشان در معركه حرب و بيكديگر چسبيدن و بر وجهى كه از غايت اتصال در صفوف قتال هيچ فرجه در ميان ايشان پيدا نميشود يا آنكه در استحكام و اتصال و استعانت مثل حايط ممدوداند كه آن را از زير ريخته باشند يا در استوا و ثبات قدم و اجتماع كلمه مانند بنيان مرصوصاند گويند كه اين صفت صفت پيادگان است چه سواران باين صفت صف نميزنند و بجهت اينست كه پيادگان را در حرب بر سواران تفضيل مينهند و حاصل كه حق سبحانه در اينكلام اعلام بندگان فرمود بآنكه واجب است ثبات قدم در معركه جدال و عدم انتقال آن از مكان خود در وقت قتال مانند رسوخ بناى مرصوص و ذهاب آن از مكان خود و معنى محبة خدا ببنده اعطاى مثوبات و رفع درجات او است از نزد خود و مقاتل ابن سليمان از ضحاك روايت كرده و ضحاك از ابن عباس كه او فرمود كان على اذا صف فى القتال كانه بنيان مرصوص فانزل اللَّه هذه الاية يعنى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام چون در صف قتال قيام مينمود گوييا صف آن صفدر چون ديوار متين و جدار مستحكم بود چون اينحال محبوب و مرضى حق سبحانه بود و اين كيفيت شيمه مرتضى و شيوه شاه اوليا اين آيه در حق آن سرور نزول يافت و براء بن الحسين از زبيرى بن عدى از ضحاك روايت كند كه ضحاك فرمود كه من از ابن عباس شنيدم كه آن جماعتى كه خداى تعالى در اين آيه ثناى ايشان كرده است و اظهار محبت ايشان نموده على بن ابى طالب است و حمزة بن عبد المطلب و عبيدة بن حارث و مقداد بن اسود و در روايت كلبى از ابى صالح از ابن عباس چنين مذكور است كه اين آيه در شان على بن ابى طالب و حمزة بن عبد المطلب و عبيدة بن حارث و سهل بن خيف و حارث بن صمت و ابو دجانه نزول يافت و بر هر تقدير شاه اوليا ممدوح و محبوب خالق الارض و السماء است و حديث حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در حق حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه
لأعطين الراية غدا رجلا يحب اللَّه و رسوله و يحبه اللَّه و رسوله
كرار غير فرار نيز دالست بر آنكه آن حضرت سرور و سالار اينجماعتست كه حق سبحانه در اين آيه وافى هداية ايشان را