تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦١ - سوره الواقعة(٥٦) آيات ٨٠ تا ٨٩
شما در تصديق نمودن بآن ثابت قدم نيستيد و رسوخ قلبى نداريد و لهذا ابن عباس مدهنون را بمعنى مكذبون تفسير كرده كه نقيض مصدقون است و نزد بعضى ديگر بمعنى منافقون است يعنى نزد مسلمانان دعوى ميكنيد كه ايمان داريم بآن و چون بكفار ميرسيد مداهنه ميكنيد و سخنان نرم كه موافق ايشانست مىگوئيد وَ تَجْعَلُونَ و مىگردانيد رِزْقَكُمْ نصيب و حظ خود را از اين قرآن أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ آنكه شما تكذيب كنيد آن را و لهذا آنچه در قرآن بآن كار ميبايد بست شما بر عكس آن ميكنيد و خلاف آن مىنمائيد و نزد بعضى در كلام مضافى محذوف است و معنى اينكه ميگردانيد شكر روزى خود را تكذيب نمودن بقرآن يعنى وضع تكذيب ميكنيد در موضع شكر و حسن باين وجه تفسير نموده كه (و يجعلون حظكم من القرآن الذى هو رزقكم انكم تكذبون) يعنى مىگردانيد بهره خود را از قرآنى كه روزى شما شده آنكه باو تكذيب نمائيد از ابن عباس منقولست كه آيه در انواء واقع شده و نسبت دادن سقاء بان و رزق بمعنى مطر يعنى ميگردانيد شكر بارانى كه سبب روزى شما است آنكه تكذيب كنيد و گوئيد كه آن از جانب خدا نيست و نسبت دهيد آن را به انواء و سبب آن آن بود كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با اصحاب بسفرى مىرفت در راه تشنگى عظيم بايشان رسيد و آب نيافتند و برسول شكايت كردند و گفتند يا رسول اللَّه تشنگى بر ما غالب شده و مشرف بر هلاك شدهايم آن حضرت فرمود كه اگر من دعا كنم و خدا باران فرستد شما خواهيد گفت كه سقنا نبأ كذا بطلوع فلان ستاره و بسقوط فلان كوكب باران بما رسيد گفتند يا رسول اللَّه اين وقت انواء نيست كه ما اين را بگوئيم رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دو ركعت نماز بگذارد و دعا كرد بادى بر آمد و ابرى پيدا شده بارانى عظيم بباريد تا آنكه جميع اوديه پر آب شدند و ايشان همه مشكها و ظرفها پر آب كردند و آن حضرت مردى را ديد كه بقدحى آب بر ميداشت و ميگفت اين باران بنو فلان ستاره است رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه من ميدانستم كه بعضى از شما چنين گوئيد پس حق سبحانه اين آيه فرستاد و در اخبار آمده كه سليمان عبد الملك را گفتند كه بعضى از علوم نجوم بياموز تا از آن علم نيز بىنصيب نباشى گفت مرا از آن منع كردهاند زيرا كه از رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مرويست كه فرمود مخوفترين چيزى كه بر امت خود مىترسم سه چيز است يكى ظلم كردن بر ائمه هدى دوم تكذيب نمودن قدر سيم ايمان بنجوم و بعد از بيان نفاق منافقان تحذير ايشان ميفرمايد بقوله فَلَوْ لا پس چرانه إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ چون برسد روح بگلو در وقت مرگ وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ و شما آن هنگام تَنْظُرُونَ مينگريد بحال محتضر