تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٢ - سوره الصف(٦١) آيات ١ تا ٩
باز ميگيرد و جايز نيست كه مراد ازاغه قلوب ايشان باشد از ايمان بدون مانع الطاف زيرا كه در نظر شرع و عقل ممنوع است كه بىمانعى حق سبحانه رفع ايمان كند از بندگان وَ إِذْ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ و ياد كن اين را نيز كه گفت عيسى پسر مريم مر امت خود را يا بَنِي إِسْرائِيلَ اى فرزندان يعقوب إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ بدرستى كه من فرستاده خدايم بسوى شما بحجت و برهان ذكريا بنى اسرائيل بدون يا قوم هم چنان كه در قوم موسى عليه السّلام واقع شده بجهت آنست كه عيسى را نسبتى نبود ميان بنى اسرائيل تا قوم و باشند مُصَدِّقاً حالست از معنى ارسال كه در رسول است از جار و مجرور زيرا كه آن ظرف لغو است بجهت آنكه آن صله رسولست پس عامل نتواند بود زيرا كه حرف جر بنفسها عمل نميكند مگر بواسطه آنچه در او باشد از معنى فعل و چون صله واقع شود معنى فعل از او مسلوب است پس چگونه عمل تواند كرد حاصل كه عيسى ببنى اسرائيل گفت كه من فرستاده شدهام بشما در حالتى كه باور دارندهام لِما بَيْنَ يَدَيَ مر آن چيزى را كه پيش از منست مِنَ التَّوْراةِ از كتاب تورية كه بر موسى نازل شده است يعنى تصديق كردهام كه آن از نزد خدا است وَ مُبَشِّراً و مژده دهندهام بِرَسُولٍ يَأْتِي بفرستاده كه مىآيد بدين كامل و شرع شامل مِنْ بَعْدِي از پس من اسْمُهُ أَحْمَدُ نام او احمد و آن بمعنى ستاينده تر است يعنى ستايش او مر خداى را نسبت بستايش انبيا بيشتر است يا ستوده يعنى ستايش او را بيشتر از ستايش مخلوق ديگر ميكنند بجهت آنكه محاسن اخلاق او بيشتر از همه كس است و ذكر تصديق بتورات كه اول كتب مشهوره است كه انبيا بآن حكم كردهاند و تبشير پيغمبر ما كه خاتم پيغمبران است دالست بر آنكه مراد عيسى از اين قول آنست كه دين و مذهب من تصديق است بكتب خدا و جميع انبياى ما تقدم و ما تاخر و در بعضى روايات آمده كه ترجمه كلام عيسى عليه السّلام بحواريان بر اينوجه است كه
انى ذاهب الى ربى و ربكم و الفارقليطا جاء
و معنى فارقليطا احمد است يعنى من ميروم بجانب آفريدگار خود و آفريدگار شما و احمد كه خاتم پيغمبرانست بعد از من خواهد آمد و محمد بن جبير بن معطم از پدر خود روايت كرده كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه
ان لى اسماء انا احمد و انا محمد و انا الماحى الذى يمحو اللَّه بى الكفر انا الحاشر الذى يحشر الناس على قدمى و انا العاقب الذى ليس بعدى نبيى
مرا نامهاى متعدده است من احمد و محمدم و ماحىام كه حق سبحانه بسبب من محو كفر كرده و حاشرم كه مردمان بر قدم من محشور شوند و عاقبم كه هيچ پيغمبرى در عقب من نيايد و در تبيان آورده كه اسم آن