تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٣ - سوره الحشر(٥٩) آيات ١ تا ٩
گزيده باشد از دواب جيده و كنيزان خوب صورت و در و ثمينه و هر چيزى كه بيمثل باشد و بدانكه اموالى كه ائمه و ولادت در آن تصرف دارند سه نوع است اول آنست كه از مسلمانان اخذ نمايند بر سبيل زكاة و حكم آن در آيه صدقات مبين شده حيث قال إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ الخ دوم غنايم است كه از كفار بتيغ گرفته باشند بر سبيل قهر و غلبه و حكم اين نيز در آيه وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ الخ ذكر شد سيم فيء است و آن ماليست كه از كفار بمسلمانان منتقل شود بدون قتال و خيل و ركاب و آن رسول را باشد در حال حيات وى و بعد از وى كسى را كه قايم مقام وى باشد از ائمه دين و ايشان بهر كس كه خواهند دهند و بر هر چه صلاح باشد صرف نمايند و اين قول امير المؤمنين است (ع) و ابن عباس و عمر و فقهاى ما بر آنند كه مستحقان فىء و خمس بنو هاشمند از فرزندان ابو طالب و عباس و عبد الرحمن بن ابى ليلى روايت كرده از حضرت امير المؤمنين سلام اللَّه عليه كه فرمود من و فاطمه (ع) و عباس و زيد بن حارثه نزديك پيغمبر (ص) رفتيم و گفتيم يا رسول اللَّه اگر حق ما را از خمس در حيات خود بتصرف ما دهى تا بعد از تو كسى با ما منازعت نكند اولى مىنمايد رسول (ص) چنان كرد كه ما التماس كرده بوديم و در عهد ابو بكر حق ما در تصرف ما بود و در زمان عمر حق ما نيز در تصرف ما بود و در آخر عهد خلافت او مال بسيار آوردند و حق ما را از آن اخراج كرد و بما داد من گفتم بنى هاشم را اكنون احتياجى نيست و اگر آن را در مصالح مسلمانان صرف كنى و وقت ديگر عوض باز دهى جايز باشد وى هم چنان كرد عباس گفت مبادا كه وى بعد از اين حق ما را بما ندهد ما و اولاد ما از آن محروم شويم و آخر آن چنان شد كه وى تصور كرده بود و روايتى ديگر آنست كه عمر بنى هاشم را گفت كه حق خود بقرض بدهيد تا من در مصالح مسلمانان صرف كنم چون از ولات ما مال بياورند عوض باز دهم من گفتم روا باشد و او وفات كرد پيش از آنكه مال پيدا شود آن قرض تا گذارده بماند و نزد بعضى آنست كه قسمت فيء در مبدء اسلام بسدس بود و بعد از آن بآيه وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ منسوخ شد و نزد جماعتى آنست كه اين آيه اشارتست بقسمت غنيمت بدر كه مختص بحضرت پيغمبر بود و در اينقول نظر است زيرا كه اين آيه بيان آيه اولست پس در احكام بنى النظير باشد و صاحب كنز العرفان آورده كه اولى آنست كه از براى بيان نباشد بلكه اشارت باشد بقسمت خمس بشش قسم پس جماعتى كه در اين آيه با رسول مذكور شدهاند مستحقان خمس باشند و اين وجه اجود وجوه باشد و مباحث خمس تفصيلا و مشروحا بر طريقى كه از ائمه هدى (ع) منقولست در كتب مبسوطه فقهيه مسطور است و بعضى از آن در سورة الانفال سمت تحرير يافته فليطالع ثمة و بعضى ديگر آيه اول را تخصيص ميكنند باموال بنى النضير و اين آيه را تعميم مينمايند بر اموال ديگر كه