تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٧ - سوره القمر(٥٤) آيات ١ تا ٩
و انخدال و پريشانى احوال و شتابزده و گرفتار بامور صعبه و حالات متعسره سوم آنكه اعراض نماى از ايشان زيرا كه ايشان مشاهده خواهند نمود و عذاب و نكال خود را در روزى كه داعى ايشان را خواند بزمين محشر و بنا بر اين هر دو قول متعلق ظرف محذوفست و قرينه حذف آن جمله حاليه است و در اكثر تفاسير مذكور است كه نصب يوم به يخرجون است و معنى اينكه بيرون آيند از قبرها در روزى كه بخواند ايشان را اسرافيل بامرى ناخوش كَأَنَّهُمْ گوييا ايشان جَرادٌ مُنْتَشِرٌ ملخ پراكندهاند يعنى از بسيارى و پراكندگى و سرگردانى مانند ملخ حيران و سرگردان بهم برآيند و بهر طرف كه روند هيچ چاره بيرون شدن از اين بليه نداشته باشند و از حسن منقولست كه تا آفتاب بر جراد نميتابد بر زير حركت نميكنند و منتشر نميشوند همچنين بندگان در قبور ساكناند و تا داعى ايشان را نخواند از قبور خود حركت نخواهند كرد و بيرون نخواهند آمد و چون نداى داعى بگوش ايشان رسد بيكبار از قبور شان بيرون آيند مُهْطِعِينَ در حالتى كه شتابكنندگان باشند يا گردن درازكننده و نگرنده إِلَى الدَّاعِ بسوى خواننده يعنى بآنطرف كه آواز او آيد بشتابند يا گردن دراز كرده نظر بر آن اندازند تا اجابت داعى خود كنند يَقُولُ الْكافِرُونَ گويند ناگرويدگان در آن روز هذا يَوْمٌ عَسِرٌ اين روزى است دشوار و سخت بر ما و بعد از ذكر بعضى از احوال قيامت بيان احوال امم مكذبه ميكند بجهة تسلى خاطر عاطر سيد عالم (ص) ميفرمايد كه كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ تكذيب كردند پيش از قوم تو قَوْمُ نُوحٍ گروه نوح بعث و قيامت را فَكَذَّبُوا عَبْدَنا پس بدروغ داشتند بنده ما را كه نوح بود اين تفضيل بعد از اجمالست و بعضى گفتهاند كه معنى آنست كه قوم تكذيب نوح كردند تكذيبى بر عقب تكذيبى يعنى هر گاه قرنى ميمردند قرنى ديگر كه در عقب ايشان ميبودند افتقاء با باء نموده بايذا و آزار او مشغول مى شدند يا آنكه قوم تكذيب نوح كردند بعد از آنكه تكذيب انبيا كرده بودند يعنى چون كه مكذب رسل و جاحد نبوت بودند پس تكذيب نوح كردند زيرا كه او از جمله رسل بود وَ قالُوا مَجْنُونٌ و گفتند كه او ديوانه است وَ ازْدُجِرَ بازداشته شد از دعوت بانواع اذيت يعنى وقتى كه نوح (ع) ايشان را بتوحيد دعوت فرمودى او را ايذا كردندى و برجم تهديد نمودندى و گفتندى كه لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ و بعد از آن چندان سنگ بر او زدندى كه بيهوش شدى و از دعوت باز ماندى و گويند اين كلام از جمله مقول ايشانست معطوف بر مجنون يعنى ميگفتند كه مجنونست و جن او را از عقل بازداشته و رويت او را متخبط ساخته و چون نوح از ايمان ايشان مايوس شده و از قول و فعل ايشان