تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٠ - سوره المجادلة(٥٨) آيات ١٠ تا ٢٢
ما خويشتن را بدادن صدقه پاكيزه كرديم حق سبحانه نخواست كه ما را بگرفتن آن مدنس گرداند پس اين آيه تلاوت فرمود كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ تا آخر و گفت كه هيچكس باين آيه عمل نكرد مگر حضرت امير المؤمنين (ع) كه صدقه بداد و با رسول خدا نجوى فرمود و اين حكم در يك روز بيش نبود و بروايتى ديگر يك ساعت و امير المؤمنين (ع) در آن ساعت صدقه بداد و با حضرت رسول راز گفت بعد از آن اينحكم را منسوخ ساخت و فقرا و اغنيا را رخصت داد كه بدون صدقه با رسول نجوى كنيد اول در حق فقرا فرمود كه فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا پس اگر نيابيد چيزى را كه صدقه بدهيد فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ پس بدرستى كه خداى آمرزنده است يعنى در گذشته از كسى كه بيصدقه راز گويد رَحِيمٌ مهربانست و بنده را تكليف ما لا يطاق نفرمايد و بعد از آن اغنيا را خطاب كرد از روى عتاب و فرمود كه أَشْفَقْتُمْ آيا بترسيديد از درويشى أَنْ تُقَدِّمُوا آنكه به پيشى بدهيد بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ نزد راز گفتن خود صَدَقاتٍ صدقهها را ذكر صدقه بصورت جمع بجهة جماعة مخاطبين است يا باعتبار كثرت تناجى فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا پس چون نكرديد اين كار را وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ بس بازگشت خداى بر شما يعنى در گذرانيد حكم صدقه را و شما را معذور داشت و از تقصير و تفريط شما در گذشت اين كلام اشعار است بر آنكه اشفاق ذنبست و خداى آن را عفو فرموده فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ پس بپاى داريد نماز فريضه را وَ آتُوا الزَّكاةَ و بدهيد زكاة مفروضه را وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و فرمان بريد خدا و رسول او را در همه حال كه اينها تدارك و تلافى آن كند وَ اللَّهُ خَبِيرٌ و خداى دانا است بِما تَعْمَلُونَ بآنچه ميكنيد ظاهرا و باطنا و جزاى شما را بر وفق صواب بشما رساند و بدانكه در تنزيل و نسخ اين آيه نكته لطيفه گفتهاند و آن تبيين فضيلت شاه اوليا و اظهار شرف سيد اوصيا على بن ابى طالب است (ع) چه در علم اللَّه اينصورت سبقت يافته بود كه غير حضرت على بن ابى طالب كسى ديگر به اين حال اقدام نخواهد نمود و انقياد و امتثال اين امر در ديگرى متحقق نخواهد شد پس باعث بر تنزيل و نسخ اين كلام شريف اظهار جلالت قدر و بيان فضايل و خصال آن سرور و كشف عطا و حجاب از چهره اشرف آن حضرت بود تا بر همه كس رفعت قدر آن سرور و علو درجه آن دينپرور مخفى نماند و هيچ كس با او در مقام همسرى نشود و هم خيال برابرى با او از سر بدر كند آوردهاند كه عادت منافقان آن بود كه با جهودان دوستى كردندى و اسرار مؤمنان با ايشان افشا نمودندى و از جمله ايشان عبد اللَّه نبتل منافق ب