تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥ - سوره ق(٥٠) آيات ٤٠ تا ٤٥
برآمدن آفتاب كه محل نماز بامداد است وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ و پيش از فروشدن آن كه وقت نماز پيشين و پسين است
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ و بعضى از شب پس تسبيح كن او را كه آن محل نماز شام و خفتن است و از مجاهد منقولست كه مراد عشائين است و نزد بعضى ديگر نماز تهجد وَ أَدْبارَ السُّجُودِ و ديگر تسبيح كن او را در اعقاب سجدها يعنى نمازها اين از قبيل تسميه كل است باسم جزء و از امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه مراد از ادبار السجود دو ركعت نماز است بعد از مغرب هم چنان كه مراد بادبار النجوم دو ركعت نماز نافله صبح است و اين قول از حضرت امام حسن بن على عليه السّلام است و از حسن بصرى و شعبى نيز روايتست و در آثار آمده كه هر كه دو ركعت نماز بگذارد بعد از نماز شام پيش از آنكه سخن كند در ركعت اول فاتحة الكتاب و قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ و در دوم فاتحة الكتاب و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ جاى او را در عليين بنويسند و نزد بعضى مراد نماز و تيره است كه بعد از نماز خفتن است و از ابن عباس و مجاهد نقل كردهاند كه مراد تعقيب صلوات يوميه است بتسبيح و دعا و ابن زيد و جبائى بر آنند كه آن نوافلى است كه بعد از نماز واجب گذارده شود و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه مراد نماز وتر است كه بعد از تهجد مؤدى ميشود و بعضى ديگر از آن حضرت نقل كردهاند كه مراد از آيه وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ آنست كه در وقت نماز صبح و شام ده بار بگويند كه
لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو على كل شيئى قدير
و بعد از تكذيب كفار و امر باططبار سيد مختار بر اقوال باطله اهل عناد و انكار و تسبيح حضرت پروردگار تخويف عباد ميفرمايد از روز معاد و ميفرمايد كه وَ اسْتَمِعْ ظاهر خطاب بحضرت رسالتست و مراد امتاند يعنى گوش فرا دار و بشنو آن چيزى كه خبر مىدهم ترا از احوال قيامت در اينكلام تهويل و تعظيم مخبريه است و آن اينست كه يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ روزى كه ندا كند نداكننده يعنى اسرافيل مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ از جايى كه نزديك است بر آسمان مراد صخره بيت المقدس است كه از همه زمين به دوازده ميل و بروايتى هيجده ميل بآسمان نزديكتر است و گويند كه قرب نسبت بجميع ارض است زيرا كه اينموضع وسط ارض است پس آواز اسرافيل بر بالاى آن بهمه اقطار زمين خواهد رسيد و از هيچ موضعى دور نخواهد بود و در خبر است كه اسرافيل عليه السّلام بر بالاى آن صخره انگشت در گوش كند و گويد
ايتها العظام البالية و الاوصال المتقطعة و اللحوم المتمزقة و الشعور المتمزقة ان اللَّه يامر كن ان تجمعن الفصل القضاء
يعنى اى استخوانهاى پوسيده شده و اى پيوندهاى از هم گسسته و اى گوشت