تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٢ - سوره الحاقة(٦٩) آيات ١ تا ٩
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَاقَّةُ ساعتى كه حقست وقوع آن يا حالتى كه سزاوار است رسيدن بآن يا شناخته گردد در او حقايق اشياء و حواق امور از حساب و عقاب و ثواب و بنا بر اين معنى اخير اسناد مجازيست و بر هر تقدير مبتدا است و خبر آن قوله مَا الْحَاقَّةُ و اصل آن ماهى است يعنى ساعت يا حالت محقق الوقوع چيست آن ساعت يا حالت و استفهام براى تفخيم شان آن ساعت است و تعظيم هول آن و وضع ظاهر در موضع مضمر بجهة آنست كه آن اهولست براى آن و قوله وَ ما أَدْراكَ نيز مبتدا و خبر است يعنى چه چيز دانا گردانيد ترا كه مَا الْحَاقَّةُ چه چيز است ساعتى كه حقست وقوع آن يا واقع شود در او مكافات اعمال در آن يا معلوم شود حقيقت امور در آن يعنى كنه آن را نميدانى كه آن اعظم از آنست كه در آيه احدى به آن رسد مراد روز قيامت است و حاقه يكى از اسماء آنست و بعد از ذكر تفخيم آن بيان حال مكذبان مىكند بجهة تذكير اهل مكه و تخويف ايشان از عاقبت تكذيب مكذبان بقوله كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ تكذيب كردند قبيله عاد و ثمود بِالْقارِعَةِ بساعتى گوينده يعنى بروز قيامت كه شكننده است مردمان را به افزاع و اهوال و آسمان را بانشقاق و انفطار و زمين و جبال را بدك و نسف و نجوم را بطمس و انكدار و وضع آن در موضح ضمير الحاقه بجهت دلالت آنست بر معنى وقوع در حاقه بجهة زيادتى و ضعف شدت آن فَأَمَّا ثَمُودُ پس اما قبيله ثمود كه قوم صالح پيغمبر بودند على نبينا و عليه السلم فَأُهْلِكُوا پس هلاك گردانيده شدند بِالطَّاغِيَةِ بسبب عدوان و طغيان و تكذيب و غير آن و اين مصدر است چون عافيت و عاقبت و ميتواند بود كه اسم فاعل باشد بحذف موصوف يعنى بجهة فرقه طاغيه از ايشان چون قدار بن سالف و اصحاب او كه ناقه او را پى كردند يا بحادثه از حد در گذشته كه كسى مثل آن نشنيده بود و نديده بود يعنى صيحه جبرئيل يار جفت بسبب تكذيب ايشان بارعه و اولى آنست كه صفت باشد تا مطابق بود بقوله وَ أَمَّا عادٌ قبيله عاد كه هود (ع) بودند فَأُهْلِكُوا پس هلاك گردانيده شدند بِرِيحٍ صَرْصَرٍ بباد سخت سرد كه بجهة فرط شدت برودت اعضا را محترق ميساخت يا باد شدند الصوت عاتِيَةٍ از حد درگذشته يعنى سر باز زننده از فرمان خازنان كه قدر مضبط آن نداشتند