تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٢ - سوره الواقعة(٥٦) آيات ٨٠ تا ٨٩
از روى تحير و نتوانيد كه چاره آن كنيد وَ نَحْنُ أَقْرَبُ و ما نزديكتريم از روى علم و قدرت إِلَيْهِ بدان محتضر مِنْكُمْ از شما اى اهل ميت وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ و ليكن نميبينيد يعنى نميدانيد آنچه جارى شود بر آن محتضر يا در نمىيابيد ملائكه را كه قابض روحند تعبير فرموده از علم و قدرت بقربى كه اقوى سبب اطلاع است و ميتواند بود كه مراد از اقربيت او سبحانه ملائكه باشند كه بقبض روح وى آمده باشند و اسناد آن بخود بجهة اختصاص و غايت تقرب ايشان باشد باو يعنى فرشتگان ما نزديكترند بمحتضر فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ پس چرا اگر نه هستيد شما غَيْرَ مَدِينِينَ غير جزا داده شدگان در قيامت و گويند مدينين بمعنى مقهورين است مشتق از دانه اذا اذله و استبعده يعنى چرا نه اگر غير مقهورانيد و غير ذليلان تَرْجِعُونَها باو گردانيد روح را بجسد آن محتضر إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راستگويان در تعطيل و اهمال خداى شما را در انكار حشر و نشر و بدانكه ترجعونها عامل ظرف و مخصص عليه بلولاء اولى و تكرير ثانيه بجهة تاكيد و اين مخصص عليه با آنچه در حيز آنست دليل جواب شرط است و ترتيب آيه اينست كه (فلو لا ترجعونها اذ بلغت الحلقوم ان كنتم غير مدينين) پس معنى آنست كه اگر شما مجزى يا مقهور نيستيد هم چنان كه جحود شما بافعال خدا و تكذيب شما بآيات او دلالت بر آن ميكند پس چرا رد روح محتضر نميكنيد بجسد او اگر صادقيد در آنچه دعوى ميكنيد و از فرا نقل كردهاند كه اينخطاب بجماعتى است كه ميگفتند ما مرگ را از خود باز توانيم داشت بتدبير و علم طب حق سبحانه بر سبيل تقريع گفت اگر راست مىگوييد چرا چون جان مرده بحلق رسد آن را رد نميكنيد بتدبير و معالجه و معلوم است كه هيچ چاره نداريد در آن و صاحب كشاف گفته كه تفصيل و تبيين معنى آنست كه جحود و انكار شما در افعال خدا و آيات او بر وجهيست كه اگر كتاب بشما انزال فرمايد مىگوييد كه اين سحر است و افترا و اگر ارسال رسول ميكند مىگوييد كه ساحر است و كذاب و اگر باران ميفرستد كه سبب حيات شما است مى گوئيد كه آن از فلان ستاره است فحينئذ مذهب راجعست باهمال و تعطيل پس چيست شما را كه رد روح نميكنيد ببدن بعد از رسيدن آن بحلقوم اگر صادقيد در تعطيل امور و انكار آنكه او سبحانه محيى و مميت است و چون قادر نيستيد بر اين پس چرا اعتقاد نكنيد كه آن از تقدير مقدر حكيم است و از تدبير مدبر عليم بعد از آن تفصيل و تبيين اصناف عباد كرده ميفرمايد كه فَأَمَّا إِنْ كانَ پس اما اگر باشد محتضر مِنَ الْمُقَرَّبِينَ از نزديك گردانيدهشدگان بدرگاه ربانى يعنى از سابقان كه از