تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٢ - سوره النجم(٥٣) آيات ١٠ تا ١٩
فاوحى الى عبده فى على ما اوحى يعنى وحى فرستاد ببنده خود در حق على آنچه وحى كرده بود و چون وقت نصب امامت در رسيد فرمود بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ فى على ليلة المعراج برسان بخلقان آنچه فرستاده شده بود بتو در شب معراج از جانب پروردگار خودت در حق على بن ابى طالب يعنى در باب امامت وى القصه او سبحانه بجهت تحقيق آنچه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مشاهده نموده بود ميفرمايد كه ما كَذَبَ الْفُؤادُ دروغ نگفت دل محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ما رَأى آن چيزى را كه ديد آن حضرت بعينه از صورت جبلى جبرئيل يعنى در وهم محمد نينداخت دل او اينكه چيزى كه ديده محض تخيل بوده زيرا كه آن حضرت بعين مبين و علم يقين خود عارف بود باين كه مرئى جبرئيلست و اصلا در آن شك نداشت و بنا بر آن قول كه مرئى او سبحانه بوده در شب معراج مراد از رؤيت و بصر رؤيت بصيرت است چه او سبحانه ببصر مرئى نميشود چنانچه براهين قاطعه دالند بر آن و مؤيد اين قولست اين كه بعضى از اصحاب كبار از آن حضرت پرسيدند كه هل رأيت ربك آيا ديدى پروردگار خود را فرمود
رأيته بفؤادى و لم اره بعينى
ديدم او را بديده دل و نديدم او را بچشم ظاهر و شعبى از مسروق نقل كرده كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در شب معراج خداى را ديد و متغير گشت او گفت كه
ليتفن شعرى
سخنى گفتى كه موى بر تن من راست شد گفتم پس چيست اينكه در قرآن مذكور است گفت در چه موضع گفتم در سوره و النجم گفت بخوان من از اول سوره بر او خواندم تا اينجا كه ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى گفت رو و ساكن باش اين تذهب بك عقلك تو را بكجا برده عقل تو و چه گمان برده از آن
انما راى جبرئيل فى صورته
جز اين نيست كه او جبرئيل را بصورت اصلّى خود بديد پس گفت من حدثك ان محمد راى ربه فقد كذب هر كه تو را گويد كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خداى را ديد دروغ گويد چه او سبحانه ميفرمايد كه لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ از ابن عباس مرويست كه راى محمد ربه بفؤاده محمد خداى را بديد بديده باطن و مثل اين روايت محمد حنفيه از پدر بزرگوار خود صلوات اللَّه عليه نقل كرده كه حقيقت معنى اينست كه حضرت رسالت بعلم يقين بدانست خداى خود را بوسيله آنچه مشاهده نموده بود از آيات باهرات و اگر چه قبل از اين نيز باين عالم بود و اين مثل قول ابراهيم است عليه السّلام كه وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي و از ابى عاليه مرويست كه از حضرت رسول سؤال رؤيت حق سبحانه كردند در شب معراج فرمود كه
رايت نهر او رايت و راء النهر حجابا و رايت وراء الحجاب نورا و لم ار غير ذلك
يعنى در آن شب جويى از آب ديدم و از پس آن جوى پرده و از پس آن پرده نورى و غير از اين چيزى نديدم و از ابى ذر و ابى سعيد خدرى روايت كردهاند كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را پرسيدند از قول ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى فرمود كه
رايت نورا
و اين روايت از عكرمه و مجاهد نيز مرويست و نزد بعضى ما راى بر طريق عموم است از